گویا عادت کردهایم به «هلوی در گلو»؛ یا به دنبال کاشت درخت پول، سر از «نت ورک مارکتینگ» درمیآوریم و یا برای دردی که دچارش شدهایم و چه بسا تنها خودمان مقصر آن بودهایم، دهان گشودهایم تا نوشدارو در حلقمان بریزند! اصلا هم حواسمان نیست که برخی به بهانه درمان بیماری، زهر هلاهل را در بسته بندی عسل به خورد جامعه میدهند.
اکنون بپندارید که در این برهه حساس، تصمیم و سیاستگذاری اشتباهی صورت بگیرد؛ موارد، روشهای سنتی و قدیمی درمان اعتیاد نتایج خوبی داشته و بیمار ارزش سختی و رنجی را که در مبارزه با وسوسههای این بیماری داشته و همفکری و همکاری مستمر با همدردانی نظیر خود را میداند و با مرور این عجز و سختیها بهتر میتواند درمان را بپذیرد و مدت زمان زیادتری را به دور از مواد زندگی کند.
جایی که پزشک و بیمار هر دو یک درد را تجربه کردهاند و میتوانند پس از «تولد دوباره» نیز به یکدیگر کمک کرده و مراقبان خوبی برای هم باشند؛ کسانی که از سقوط نجات یافتهاند و اکنون قدرت دستگیری و هدایت این نوع بیماران را هم به دست آوردهاند.
