۱۴۰۵/۰۲/۰۳

به گزارش روزپلاس، رفتارهای اخیر دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا در قبال ایران بیش از هر چیز بازتاب تقابل دو منطق متفاوت در سیاست خارجی است: از یکسو منطق «فشار برای وادارسازی به مذاکره» که از سوی واشنگتن دنبال میشود و از سوی دیگر منطق «رد مذاکره تحت فشار» که بهعنوان یکی از اصول تثبیتشده در رفتار جمهوری اسلامی ایران عمل میکند.
در این میان، نکته کلیدی این است که ایران اساسا مذاکره را رد نمیکند؛ بلکه نوع خاصی از مذاکره را نمیپذیرد: مذاکرهای که در سایه تهدید، محاصره و اجبار شکل گرفته باشد. تجربههای گذشته نشان داده است که چنین مذاکرهای نهتنها دستاوردی برای تهران ندارد، بلکه میتواند به تحمیل هزینههای مضاعف و حتی تضعیف موقعیت راهبردی کشور منجر شود.
در ماجرای اخیر، اعمال و تداوم محاصره دریایی از سوی آمریکا دقیقا در همین چارچوب قابل تحلیل است. این اقدام، صرفا یک ابزار فشار اقتصادی یا نظامی نیست، بلکه حامل یک پیام سیاسی روشن است: «مذاکره، اما از موضع ضعف». به بیان دیگر، واشنگتن تلاش میکند شرایطی ایجاد کند که ایران در برابر یک انتخاب دوگانه قرار گیرد؛ یا پذیرش مذاکره تحت فشار، یا تحمل هزینههای فزاینده.
