در گفت‌وگو با رئیس خانه صنایع‌دستی ایرانیان: ادبیات صنایع‌دستی با ادبیات تجارت هم‌خوان نیست/با فقدان نوآوری در تولید روبه‌رو هستیم

عمده مشکلات حوزه صنایع‌دستی درون صنفی است و بیشتر ماهیت صنایع‌دستی و به فعالان این هنرها برمی‌گردد که از اتفاق پررنگ هم هستند. بعضی مربوط به حوزه‌های محیطی است. مانند بازار، تورم و کرونا و این قبیل؛ مسائل داخلی همچون ضعف در طراحی نیز یک موضوع مهم و اساسی است.
اگر شاهد هستیم وضعیت فروش خوبی نداریم به این دلیل است که ما همچنان در حال تولید صنایع‌دستی و هنرهای سنتی باهمان سبک و سیاق قدیمی هستیم بدون اینکه نوآوری و خلاقیتی در تولید این آثار مشاهده کنیم. ضمن اینکه در همین دوران تولیدکنندگان و هنرمندانی بودند که با کاربرد خلاقیت در آثارشان شاهد بودیم و حتی وارد بازار داخلی نشدند و محصولات آن‌ها در بازارهای خارجی به‌فروش رفته است.
به‌روزآوری ابزار برای کار صنایع در این زمینه اهمیت زیادی دارد. در این بخش شاید گفته شود می‌توانیم هنر را باهمان روش سنتی ماندگار نگه‌داریم اما درروش کار می‌توان از ابزارهای به‌روز استفاده کرد که همین می‌تواند به کیفیت و سرعت در تولید کمک کند.
ضعف دربسته‌بندی هم مشکل دیگری است. این نیز برگرفته از ماهیت صنایع‌دستی است که هنر صنعت‌ها تیراژ محدودی دارند اما بسته‌بندی در تیراژ بالا است.این‌ها باهم سنخیت ندارد و ناگزیریم که دربسته‌بندی‌ها خلاقیت و ابتکار داشته باشیم.
موضوع برندینگ و ماهیت حقوقی در هنرهای سنتی چه وضعیتی دارد؟
هیچ شرکت صنایع‌دستی نداریم که گروهی کار کند. بیشتر کارها انفرادی یا کارگاهی است. حتی در بستر ساختار قوانین نیز این اتفاق نیست. به‌عنوان شما به معاونت صنایع‌دستی مراجعه کنید و بگویید من یک شرکت صنایع‌دستی هستم و شما به من مجوز حقوقی شرکتی بدهید. نمی‌تواند این کار را انجام دهد چون تنها مجوز تولید انفرادی یا کارگاهی دارد.
این مجوز را هم تنها روی یک شماره ملی می‌دهند. یا اینکه هنرمندانی داریم که کار تلفیقی می‌کنند؛ بازهم ما مجوزی نداریم که بشود با یک کد ملی چند مجوز گرفت. هنرمندانی داریم که هم سفال می‌زنند، هم نقاشی روی مس و هم فیروزه کوبی می‌کنند. اما مجوز ساختاری قانونی امکان این اتفاقات وجود ندارد.
پیشنهادی برای رفع این مشکل‌دارید؟
ایجاد ماهیت‌های حقوقی و مجتمع‌های کارگاهی که بتواند برخی مسائل را در جمع یا گروه حل کند مانند فروش، صادرات و بسته‌بندی می‌تواند راهگشا باشد.
متأسفانه این موارد ازنظر ساختاری روی نداده است. در بحث صادرات با هنرمندان روبه‌رو هستیم. ساختار حمایتی در دوران گذشته طوری شکل‌گرفته که دانش تخصصی فروش و صادرات در فعالان صنایع و هنرهای دستی نداریم.
کاری که اتفاق افتاده معاونت صنایع‌دستی نمایشگاهی برگزار می‌کرده و به هنرمندان اعلام می‌کرده و هنرمندان بدون هیچ‌دانشی در این نمایشگاه حضور می‌یافته‌اند. هزینه‌ها را هم معاونت تقبل می‌کرده است. حالا اینکه دانش اقتصادی خود را توسعه بدهند یا حتی زبان دوم خود را تقویت کنند، چنین موردی نداشته‌ایم. درنهایت فروش نمایشگاهی روی می‌داده و به اتمام می‌رسیده است.
امروز شرکتی در حوزه فروش صنایع‌دستی نداریم اما در مقابل محدودیت کالایی در حوزه صنایع‌دستی داریم. فروش هنر در دنیا ارزش‌افزوده زیادی دارد اما مجموعه‌های فعال در این بخش نداریم. ادبیات تجارت با ادبیات صنایع‌دستی هم‌خوان نیست. تاجران می‌توانند با هنرمندان تعامل و ارتباط بگیرند چون زبان هم را نمی‌شناسند.
تاجر پول دارد و می‌تواند بازارهای صادراتی خود را مهیا کند و تحقیقات بازار را انجام دهد و زیرساخت‌ها را فراهم کند؛ حتی ریسک‌ها را بپذیرد. هنرمند هم کالا را تأمین کند که این امر بعید است. در همین اصفهان که مهد صنایع‌دستی است شما اگر خواستار این باشید که به‌عنوان نمونه ۲۰۰ عدد بشقاب مینای هم‌شکل تهیه کنید، چنین چیزی موجود نیست. وقتی کارگاهی را می‌بینید با دپوی کالا روبه‌رو می‌شوید اما بااین‌همه آنچه را که تاجر به دنبال آن است در این کارگاه‌ها یافت نمی‌شوند.
از سوی دیگر اگر این تعداد بشقاب را جور هم بکند با تولیدکننده به مشکل می‌خورد. چون شناخت و دیدگاهی از هزینه‌ها و آشنایی با بحث صادرات ندارند، هزینه‌ها را بالا می‌برند. تاجر هم که این وضعیت را می‌بیند قید فعالیت در این بخش را می‌زند.
یکی از معضلات ما ساختار حاکمیتی صنایع‌دستی است. نظر شما چیست؟
حوزه صنایع‌دستی در ابتدا در دو وزارتخانه دنبال می‌شد؛ وزارت صنعت و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی. بخش‌های هنری صنایع‌دستی در وزارت فرهنگ و حوزه صنایع‌دستی در وزارت صنعت و معدن تقسیم‌شده بود.
در برهه‌ای از زمان، فرش در صنعت و معدن بوده و صنایع‌دستی به میراث فرهنگی منتقل‌شده است. این آشفتگی همیشه بوده و ساختار قوی وجود نداشته است. به‌تازگی هم سازمان میراث فرهنگی و گردشگری به وزارتخانه ارتقا یافته و هنوز آئین‌نامه‌هایی که بتواند مسائل مبتلابه صنایعی دستی و هنرهای سنتی را جلو ببرد در کار نیست.
معاونت صنایع‌دستی نه قدرت اجرایی و نه بودجه معینی دارد. همین امروز اگر بودجه این معاونت را اعلام کنند اعتبار بسیار محدودی دارد و نمی‌تواند به این شکل مدیریت کند. اگر ساختار نیروی انسانی معاونت صنایع‌دستی اداره کل میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری استان اصفهان را بررسی کنید و ببینید چه نفر نیرو و کارشناس دارد متوجه می‌شوید.
با این تعداد نیرو نمی‌تواند این حجم وسیع صنایع‌دستی را مدیریت کند؟ بماند که نیروهایی هم که در این معاونت هستند تخصص کافی ندارند. چون در همین جدایی‌ها دو نفر نیرو از وزارت فرهنگ گرفته‌شده یا یک نفر از وزارت صمت آمده و این نیروها هرکدام در این آشفتگی دست‌به‌دست شدن صنایع‌دستی، امروز در این معاونت فعالیت دارند.
از طرف دیگر، در ساختار قدیم یک شرکت مادرتخصصی بازرگانی در حوزه صنایع‌دستی داشتیم که متولی خریدوفروش کالای هنری بوده است. که هم خریداری و خود اقدام به فروش می‌کرده است. امروزه خبری از این شرکت مادرتخصصی نیست.
ساختار نمایشگاهی که از طرف وزارتخانه اعلام می‌شده به شکلی است که امروز دیگر زور مالی به نمایشگاه‌های خارجی نمی‌رسد. دست‌کم چند ده میلیون تومان باید هزینه کرد که امکان‌پذیر نیست. یکی از گره‌های اصلی که این مشکلات را ایجاد کرده همین ساختار معیوب است که باید اصلاح شود.

در گفت‌وگو با رئیس خانه صنایع‌دستی ایرانیان: ادبیات صنایع‌دستی با ادبیات تجارت هم‌خوان نیست/با فقدان نوآوری در تولید روبه‌رو هستیم

امروز شرکتی در حوزه فروش صنایع‌دستی نداریم اما در مقابل محدودیت کالایی در حوزه صنایع‌دستی داریم. فروش هنر در دنیا ارزش‌افزوده زیادی دارد اما مجموعه‌های فعال در این بخش وجود ندارد.
چهارشنبه ۲۳ آذر ۱۴۰۱ – ۰۹:۵۷
 

به گزارش بازارکار به نقل از ایمنا، امروز خانه صنایع‌دستی ایرانیان نام دارد و دیروز خانه صنایع‌دستی اصفهان نام داشت. خانه‌ای برای گردهمایی هنرهای سنتی و هنرمندان صنایع‌دستی در نصف جهان که می‌کوشد با برپایی دوو از وزارت فرهنگ گرفته‌شده یا یک نفر از وزارت صمت آمده و این نیروها هرکدام در این آشفتگی دست‌به‌دست شدن صنایع‌دستی، امروز در این معاونت فعالیت دارند.
از طرف دیگر، در ساختار قدیم یک شرکت مادرتخصصی بازرگانی در حوزه صنایع‌دستی داشتیم که متولی خریدوفروش کالای هنری بوده است. که هم خریداری و خود اقدام به فروش می‌کرده است. امروزه خبری از این شرکت مادرتخصصی نیست.
ساختار نمایشگاهی که از طرف وزارتخانه اعلام می‌شده به شکلی است که امروز دیگر زور مالی به نمایشگاه‌های خارجی نمی‌رسد. دست‌کم چند ده میلیون تومان باید هزینه کرد که امکان‌پذیر نیست. یکی از گره‌های اصلی که این مشکلات را ایجاد کرده همین ساختار معیوب است که باید اصلاح شود.

منبع :بازارکار جهاد دانشگاهی

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *