درخواست طلاق برای مافیا بازی با دختران غریبه

نزدیک دکه روزنامه فروشی مقابل دادگاه خانواده پسری جوان لبه جدول پیاده رو نشسته و در رویاهای خودش غرق بود.

نزدیک دکه روزنامه فروشی مقابل دادگاه خانواده پسری جوان لبه جدول پیاده رو نشسته و در رویاهای خودش غرق بود.

دادگاه

به گزارش سیتنا، لحظاتی بعد دختری جوان با عجله به او نزدیک شد و در حالی که نگاه شماتت باری به او انداخت، گفت: «اینجا هم دست از بی‌خیالی و بی‌مسئولیتی بر نمی‌داری کلی دنبالت گشتم مگه قرار نبود ساعت 10 دم شعبه باشی بلند شو دیر شد.»

منبع : سازمان خبری فناوری اطلاعات و ارتباطات (سیتنا)

برای مشاهده متن کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *