هوش مصنوعی در خدمت مرگ زمان و مکان + فیلم
هوش مصنوعی در خدمت مرگ زمان و مکان + فیلم
ویم اگر من بیایم آن جلسه بهم میریزد. روزنامهنگارهای جوان دورهام میکنند و میخواهند حرف بزنند. وقتی رفتم، ایشان گفت: «تو بوی فرامرز را میدهی». مگر میشد من یاد فرامرزم نیفتم؟
افقی شدن آرشیو و همسایگیاش با زمان حال چیز خطرناکی است و خیلی هم دردآور است. اصلاً نگاه آدم را عوض میکند. وقتی دانشجوی دکتری به من میگوید: «دود چراغ یعنی چه؟» عمق فاجعه را درک میکنم. با جستجوی بعدی میبیند که: بله، یعنی قبلاً که برق نبوده، چراغ نفتی بوده و مردم دود میخوردند. میگوید، فهمیدم، ولی نفهمیده! اینترنت موضوع را ساده کرده که بدانیم دود چراغ چیست ولی حالت دود چراغ، یک چیز دیگر است. ما رفقای مشترک زیادی داریم که یک عمر نشسته و فقط نوشتهاند. شما میدانید چه کسانی دیابت دارند. میدانید چه کسانی زانوهایشان درد میکند. میدانید چه کسانی در یک ماه چند بار باید عینک عوض کنند. چون شماره چشمشان عوض میشود. نمیخواهم اسم بیاورم. آیا مفهوم دود چراغ با جستجو تمام میشود؟ چه کسی این مخزن را پر میکند؟ آیا غلط و درستش را صحیح قضاوت میکنند؟ آرشیوهای معاصر پدیدههای بسیار عجیبی هستند.
پایان بخش اول
گفتوگو از کریم فیضی
منبع :بازارکار جهاد دانشگاهی
