بازنشستگی؛ سفری نو در زندگی
این بخشی از صحبتهای یکی از شهروندان اصفهانی با نام نسترن است که در دوران بازنشستگی خود به سر میبرد. وی نگاهی امیدبخشنده به دوران بازنشستگی دارد. او از همۀ قصههای دلهرهآوری که برخی دربارۀ دوران بازنشس تاریخ قرن بیستم میلادی میتوان ردگیری کرد.
پیش از این تاریخ، شاخصههای متعدد زیست و خصوصاً حوزۀ بهداشت و اشتغال بهگونهای بود که مفهومی به نام بازنشستگی بیمعنا میشد. بههرحال، این پدیده همواره سرشته با بیمها و امیدهای خاص خود بوده است. بازنشستگی در ایران و بنا بر دادههای موجود در وبگاه صندوق بازنشستگی کشور، مانند همۀ دنیا یکی از دستاوردهای دوران جدید است.
بهطوریکه تا پیش از دوران مشروطه مفهومی به اسم بازنشستگی و همسو با تعریف کنونیاش، در فرهنگ ما ایرانیان وجود نداشت. توصیف «قانون وظایف» در مجلس اول مشروطه و به سال ۱۲۸۷ شمسی را باید نخستین مقدمۀ شکلگیری صندوق بازنشستگی کشور و معنای جدید بازنشستگی دانست.
بر اساس قانون یادشده، برای اولین بار کارمندان دولت این حق را یافتند که در دوران بازنشستگی از حقوق و مزایایی برخوردار شوند. از سال ۱۳۰۱ شمسی نیز ادارهای موسوم به «دایرۀ تقاعد» شکل گرفت که وظیفۀ اصلیاش رسیدگی به نیازها و مسائل خاص بازنشستگان بود.
تحول بزرگ قوانین و نهادهای مرتبط با زیست بازنشستگان به سال ۱۳۴۵ و سپس ۱۳۵۴ منتهی میشود که در طی فرآیندهای متعددی سرانجام «صندوق بازنشستگی کشوری» بهطور مستقل شکل یافت. این سازمان دولتی همچنان به عمر خود، با تمرکز بر نیازهای بازنشستگان کشور و زیر نظر وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی ادامه میدهد.
منبع :بازارکار جهاد دانشگاهی
