۱۴۰۴/۱۲/۰۹

به گزارش روزپلاس، در سالهای اخیر، ادبیات سیاستگذاری اقتصادی در ایران بیش از هر زمان دیگری بر مفاهیمی چون مهار نقدینگی، کنترل تورم، اصلاح نظام یارانهای و بازتوزیع هدفمند منابع عمومی متمرکز شده است. این اهداف، اگرچه از نظر نظری مورد اجماع بخش بزرگی از اقتصاددانان است، اما در عمل با یک چالش بنیادین مواجه بودهاند: فقدان زیرساخت پایدار انرژی. تجربه زیسته خانوارها و بنگاهها نشان میدهد که هرگاه تأمین انرژی با اختلال، بیثباتی یا پیشبینیناپذیری همراه بوده، اعتماد عمومی به سیاستهای اقتصادی نیز بهسرعت تضعیف شده است. از این منظر، انرژی صرفاً یک نهاده تولید نیست؛ بلکه ستون فقرات حکمرانی اقتصادی و شرط لازم برای اجرای موفق اصلاحات ساختاری به شمار میرود.
اقتصاد ایران بهطور تاریخی اقتصادی انرژیمحور بوده است. هم از منظر درآمدهای دولت و هم از حیث وابستگی تولید و معیشت به انرژی ارزان و در دسترس. در چنین ساختاری، هرگونه سیاست اصلاحی از آزادسازی قیمتها تا هدفمندسازی یارانهها – زمانی قابلیت اجرا و پذیرش اجتماعی پیدا میکند که شهروندان و فعالان اقتصادی نسبت به استمرار تأمین انرژی اطمینان داشته باشند. به بیان دیگر، ثبات انرژی، پیشنیاز ثبات انتظارات است و بدون ثبات انتظارات، هیچ سیاست ضدتورمی پایداری شکل نمیگیرد.
زیرساخت انرژی؛ بنیان اعتماد اقتصادی است
