
مروری بر کتاب «لئو، چراغها خاموش!»
قصهای برای شبهای پر از خیال و ترس
«لئو، چراغها خاموش!» با زبانی ساده، روان و متناسب با دنیای کودکان، مفهومی مهم را بدون شعارزدگی منتقل میکند؛ اینکه بسیاری از ترسها ریشه در تخیل دارند و با کمی شجاعت، اعتمادبهنفس و نگاه متفاوت میتوان آنها را پشت سر گذاشت. روایت پرکشش کتاب در کنار شخصیتپردازی دوستداشتنی لئو، فضایی خلق کرده که هم برای کودکان جذاب است و هم والدین را به گفتوگو درباره احساسات، اضطراب و ترسهای فرزندانشان ترغیب میکند.
به گزارش سرویس کودک و نوجوان خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، ترس از تاریکی و هیولاهای خیالی یکی از تجربههای مشترک بسیاری از کودکان است؛ تجربهای که گاهی خواب شبانه را به چالشی بزرگ تبدیل میکند. کتاب «لئو، چراغها خاموش!» با تکیه بر همین دغدغه آشنا، داستانی سرگرمکننده و در عین حال آموزنده را روایت میکند؛ داستانی که به کودکان یاد میدهد چگونه با ترسهای خود روبهرو شوند و بر آنها غلبه کنند.
قهرمان این کتاب، لئو، پسربچهای است که از شبها دل خوشی ندارد؛ بهویژه زمانی که تصور میکند هیولایی ترسناک با پنج بینی، هفت پا، ده دم و یازده دست در گوشهای از اتاقش کمین کرده است. برای لئو، خاموش شدن چراغها آغاز ماجرایی پر از اضطراب و خیالپردازی است. اما داستان از جایی جذابتر میشود که او ناچار میشود با این ترسهای ذهنی روبهرو شود و راهی برای مقابله با آنها پیدا کند. همین پرسش که «آیا لئو میتواند بر ترسش غلبه کند؟» مخاطب کودک را تا پایان داستان با خود همراه میسازد.
