
کنیزکان عمارت ملکخانی تازهترین اثر بلقیس سلیمانی در بازار کتاب؛
روایتی عریان از کینه، قدرت و بقا در برهوت سنت
در رمان جدید بلقیس سلیمانی، عمارت ملکخانی به صحنه نبردی زنانه بدل میشود که در آن عشق رخت بربسته و جای خود را به تیغ انتقام و زهر خیانت داده است؛ اثری که لایههای پنهان تاریخ اجتماعی را بازخوانی میکند.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، یکی از تکاندهندهترین ویژگیهای این رمان، نمایش تقابلهای زنانه است. درحالیکه انتظار میرود زنانِ تحت ستم، مأمنی برای یکدیگر باشند، در «کنیزکان عمارت ملکخانی» ماجرا به گونهای دیگر رقم میخورد. شخصیتها چونان زنگیان مست، رو در روی هم میایستند و بهجای خواهری، خشم و نفرت را در درون خود شعلهور نگه میدارند. سلیمانی بهخوبی نشان میدهد که چگونه یک محیط بسته و طبقاتی میتواند انسانها را «هیولاوش» کرده و آنها را وادار کند تا بر صورت یکدیگر پنجه بکشند. در این میدان رزم، عشق و همراهی تنها سرابی است که در برهوت زندگی شخصیتها گم شده است.
در لایههای عمیقتر این تقابل، ما با مفاهیم تکاندهندهای چون «روانشناسی رنج» مواجه میشویم. سلیمانی با مهارتی خیرهکننده، نشان میدهد که چگونه در چنین فضایی، سوگواری از یک واکنش عاطفی به یک «تفرعن» و ابزار قدرت بدل میشود. برای شخصیتهایی که در حاشیه نگاه داشته شدهاند، رنج تنها یک حس نیست، بلکه یک «سلاح» و یک «اعتبار اجتماعی» است. آنها با چنگ انداختن به بهانههای بزرگ برای سوگواری، میکوشند مرکزیت توجه را در عمارت از آن خود کنند. این تصویر، نشاندهندهی تهی شدن معنای همدلی در فضایی است که در آن، حتی غصه خوردن هم میتواند راهی برای برتریجویی بر دیگری باشد. درواقع، سلیمانی بر این واقعیت تلخ انگشت میگذارد که وقتی راههای مشروع دستیابی به عزتنفس مسدود باشد، آدمیان از «قربانی بودن» خود نردبانی برای صعود میسازند.
