
بازخوانی نسبت فردوسی با قدرت، فرهنگ و مسئولیت تاریخی انسان ایرانی
فردوسی؛ الگو یا عبرت برای روشنفکر معاصر؟
مهدی محبتی: در تاریخ ادبیات فارسی شاعران بزرگی حضور داشتهاند که هر کدام سهمی جدی در شکلگیری زبان و فرهنگ ایرانی داشتهاند. رودکی، عنصری، فرخی، منوچهری و بسیاری دیگر هر یک در جای خود اهمیت دارند؛ اما تفاوت فردوسی در پایداری اوست. کمتر شاعری را میتوان یافت که بیش از سه دهه بر یک موضوع، آن هم در یک قالب مشخص شعری، متمرکز بماند. فردوسی نهتنها زمان، بلکه تمام جان و روان خود را صرف شاهنامه کرد.
سرویس ادبیات خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، مهدی محبتی، استاد زبان و ادبیات فارسی: بزرگداشت فردوسی اگر تنها به یک مراسم آیینی، چند سخنرانی تکراری و ستایشهای کلیشهای محدود شود، در حقیقت مهمترین وجه حضور او در فرهنگ ایرانی نادیده گرفته شده است. فردوسی صرفاً شاعری بزرگ نیست که اثری سترگ به نام شاهنامه آفریده باشد؛ او نمونهای تاریخی از انسانی است که میان کامیابی شخصی و ماندگاری فرهنگی دست به انتخاب زد. اهمیت فردوسی تنها در سرودن شاهنامه نیست، بلکه در نوع زیست، ایستادگی و نسبت او با قدرت، حقیقت و مسئولیت تاریخی است.
پرسش اصلی درباره فردوسی این نیست که شاهنامه چه میگوید؛ بلکه این است که فردوسی چرا چنین راه دشواری را انتخاب کرد. او میتوانست مانند بسیاری از شاعران همعصر خود به دربار نزدیک شود، مدح بگوید، ثروت و رفاه به دست آورد و زندگی آرامی داشته باشد؛ اما تصمیم گرفت سی تا سیوپنج سال از عمر خود را صرف کاری کند که نه امنیت مالی داشت، نه تضمین سیاسی و نه حتی اطمینانی برای بقا و انتشار.
