
یادداشت نویسنده کتابی با موضوع دبی درباره رخدادهای این روزها؛
دبی، از خار چشم ایرانیان تا بادکنکی که ترکید
رضا استادی نوشت: امیرنشینی کوچک و بدون تاریخ عمیق مانند دبی، بیش از هرچیز دنبال تاریخسازی بود. آنچه در جنگ رمضان رخ داد، ترکیدن پُر سر و صدای بادکنک دبی در مقام چشم جامعه ایرانی بود.
سرویس تاریخ خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- رضا استادی– نویسنده/مستندساز؛ جنگ رمضان مفاهیم متعددی را در حوزههای اجتماعی،سیاسی،اقتصادی و فرهنگی دگرگون کرد.دبی هم یکی از مفاهیم مهمی بود که در این جنگ دگرگون شد و تعریفی تازه از آن در ذهن جامعه ایرانی شکل گرفت.
در دهه شصت دبی مقصد یکی از مقصدهای سفرهای هوایی با اهداف تجاری خرد و کوچک برای جامعه ایرانی بود.در دهههای بعدی دبی تلاش کرد تا به مقصدی برای گذراندن تعطیلات و سپس جذب سرمایه تبدیل شود.در دهه نود دبی قرار بود به یکی از قطبهای فناوری جهان تبدیل شود و جنسی از «آینده» باشد.دبی قرار بود شهر رویاها باشد. شهر آدمهایی که با یک چمدان وارد شهر میشوند و در مدت کوتاهی به ثروت و مکنت دست مییابند. چیزی شبیه به تصویر ایده آل و آرمانی از غرب وحشی که همه برای کشف طلا به آن هجوم برده بودند.در دبی هم مانند غرب وحشی تعداد بازندگان چند برابر برندگان بود و این شهر فقط برای دورههای کوتاه چند روزه و در قبال هزینه کردن و خرج پول با توریستها مهربان بود.
