رازی که در قاب نمی‌گنجد

بعضی کتاب‌ها با گذر زمان پیر نمی‌شوند، عمیق‌تر می‌شوند. «چشم‌هایش» بزرگ علوی از همین دست است. این کتاب هنوز پس از هفت دهه، خوانندهٔ امروزی را برابر آن تابلوی خیالی میخکوب می‌کند و به جست‌وجوی راز آن چشم‌ها می‌فرستد.

شنبه ۲ خرداد ۱۴۰۵ – ۱۲:۴۲
رازی که در قاب نمی‌گنجد

چرا همچنان پس از هفت دهه، «چشم‌هایش» بزرگ علوی پرفروش است؛

رازی که در قاب نمی‌گنجد

بعضی کتاب‌ها با گذر زمان پیر نمی‌شوند، عمیق‌تر می‌شوند. «چشم‌هایش» بزرگ علوی از همین دست است. این کتاب هنوز پس از هفت دهه، خوانندهٔ امروزی را برابر آن تابلوی خیالی میخکوب می‌کند و به جست‌وجوی راز آن چشم‌ها می‌فرستد.

سرویس ادبیات خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، حسین محمدی: تصور کنید در یک حراجی هنری ایستاده‌اید و تابلویی پیش روی شماست که همه را مبهوت کرده. چهره زنی با چشمانی که انگار از قاب بیرون آمده‌اند و مستقیم به شما خیره شده‌اند. چشم‌هایی که رازی در خود دارند، رازی که هفتاد سال است خوانندگان را مسحور خود کرده. بزرگ علوی با همین تصویر، دری را به‌سوی یکی از مرموزترین عاشقانه‌های ادبیات معاصر ایران گشوده، دری که به محض ورود، دیگر راه بازگشتی از آن نیست.
کمتر رمانی در ادبیات معاصر ایران یافت می‌شود که همچون «چشم‌هایش» بزرگ علوی، گرد یک تصویر مرکزی شکل گرفته باشد و آن تصویر، خود به تنهایی بار تمام رازها و ناگفته‌های داستان را بر دوش بکشد. تابلویی از چهره یک زن، با چشم‌هایی که گویی چیزی بیش از حد معمول یک نقاشی برای گفتن دارند. استاد ماکان، نقاش گمنامی که پس از غیبتی مرموز به شهرتی افسانه‌ای دست یافته، این تابلو را از خود به جا گذاشته و ناپدید شده است. این غیاب، موتور محرک روایت می‌شود. راوی داستان، ناظم مدرسه‌ای که روزگاری در محضر استاد شاگردی کرده، در جست‌وجوی کشف راز پشت این چشم‌ها، قدم در مسیری می‌گذارد که او را به زن تابلو می‌رساند. زنی از طبقه مرفه، آشنا با محافل هنری و سیاسی، که اکنون سال‌ها از آن شب‌های پررفت‌وآمد فاصله گرفته و حاضر است در گفت‌وگویی طولانی، لایه‌هایی از گذشته را آشکار کند.

رازی که در قاب نمی‌گنجد

منبع  : خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *