
در سالگرد جنگ دوازده روزه؛
گزارش بیپایان از نادانستههای یک جنگ
هشتاد درصد گفتههای یک نظامی که قابل انتشار نیست
نویسنده اگر محدودیت زمان و عجله برای نوشتن را فدای به دنیا آوردن کتاب «تقویم تاریک» نمیکرد ما شاهد یک وقایعنگاری تماشایی و البته ایرانیالاصل از یک جنگ ناجوانمردانه میشدیم؛ اثری که شاید میتوانست از وقایعنگاریهای الجزایر آلبر کامو هم بهتر باشد یا حداقل به خاطر شرایط پیچیده ایرانیها در این جنگ، از نظر مستند و انسانی بودن، با آن برابری کند!
سرویس میهن و مقاومت خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)_ حنان سالمی: «انفجارهای وحشتناک در شمال شهر مثل انگشتی است که توی چشم شهروندان فرو رفته و در هر صورت آنها را بیدار کرده است.» دوازده روز بود اما همه ایرانیها میدانستند که این حمله چند روزه اسرائیلیها تازه شروع ناترازیهای نفس کشیدن است. انگار جنگ، دست گذاشته بود روی دکلهای انرژی زندگی و… همه جا تاریکی میزد و سردی و تقویم، قرار بود در کدام رنگ خودش نوشته شود؟ سرخ مثل خون؟ یا سیاه مثل انحنای تاروپود شب؟
میثم امیری یک معلم با دکترای ریاضی است. مردی که حساب و کتاب را خوب بلد است و البته از قدرت کلمه غافل نیست. تضادی که شاید بین عشق به عدد و حرف، عجیب به نظر بیاید اما کار خودش را کرده و امیری را به دنیای کتابها کشانده. در جنگ دوازده روزه اگر سراغش را بگیرید او در میان روزهای خودش نشسته بود که تماسی از دوستی قدیمی، لرزه به جان قلمش انداخت تا راویِ نه خیلی بیطرف اما از درونِ حادثه باشد و کتاب «تقویم تاریک»اش را نوشت؛ روایتی که شاید بهتر بود آن را مجموعهای از یادداشتهای پراکنده و نسبتا مستند یک نویسنده از جنگ دوازده روزه اسرائیل با ایران بدانیم تا یک وقایعنگاری شاید ادبی.
