سخت‌ترین مسابقه، کنار هم زندگی کردن است

این نوشته با استفاده از قاب مسابقه سوئیس و بوسنی و هرزگوین، به سراغ دو سنت ادبی می‌رود که هر دو با مسئله «تکثر» درگیرند. یکی در دل نظم و چندزبانیِ تثبیت‌شده، دیگری در امتداد حافظه‌ای زخمی و تاریخی. پرسش اصلی این است: ادبیات چگونه می‌تواند صداهای ناهمگون را در یک روایت مشترک کنار هم نگه دارد، بی‌آنکه آن‌ها را یک‌دست کند؟

چهارشنبه ۲۷ خرداد ۱۴۰۵ – ۱۳:۳۰
سخت‌ترین مسابقه، کنار هم زندگی کردن است

در آستانه دیدار سوئیس و بوسنی و هرزگوین در جام جهانی؛

سخت‌ترین مسابقه، کنار هم زندگی کردن است

این نوشته با استفاده از قاب مسابقه سوئیس و بوسنی و هرزگوین، به سراغ دو سنت ادبی می‌رود که هر دو با مسئله «تکثر» درگیرند. یکی در دل نظم و چندزبانیِ تثبیت‌شده، دیگری در امتداد حافظه‌ای زخمی و تاریخی. پرسش اصلی این است: ادبیات چگونه می‌تواند صداهای ناهمگون را در یک روایت مشترک کنار هم نگه دارد، بی‌آنکه آن‌ها را یک‌دست کند؟

سرویس ادبیات خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) – بعضی مسابقه‌ها بیش از آن‌که تقابل دو تیم باشند، مواجهه دو تجربه تاریخی‌اند. دیدار سوئیس و بوسنی و هرزگوین از آن دست بازی‌هاست؛ دو کشوری که در ظاهر فاصله زیادی از هم دارند، اما هر دو با یک پرسش مشترک زندگی کرده‌اند: چگونه می‌توان از دل زبان‌ها، قومیت‌ها و روایت‌های متفاوت، یک کشور ساخت؟

فوتبال در اینجا فقط یک بهانه است. قرار نیست نتیجه مسابقه را به ادبیات تعمیم دهیم یا از نویسندگان، ترکیب اصلی یک تیم خیالی بسازیم. هدف، کنار هم قرار دادن دو سنت ادبی است که هر کدام به شکلی متفاوت با مسئله همزیستی روبه‌رو شده‌اند. یکی در قلب اروپا، با چهار زبان رسمی و ساختاری که تفاوت‌ها را در کنار هم نگه داشته است، دیگری در بالکان، با حافظه‌ای که هنوز رد جنگ، جدایی و چندپارگی را با خود حمل می‌کند.

منبع  : خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *