
شورش در سرزمین سایهها؛
ادبیات چگونه به سلاح زنان بدل میشود؟
وقتی واقعیت راهی برای فرار باقی نمیگذارد، نوبت به قدرتِ کلمات میرسد. جایی که نویسندگان با خلق شخصیتهای نافرمان، به ما یاد میدهند چطور با «نه گفتن» به کلیشهها، سرنوشت جدیدی برای خودمان بنویسیم. در این مطلب بررسی میکنیم که چگونه زنان از بنگلادش تا کرهجنوبی، با استفاده از داستانها و رمانهای ممنوعه، علیه سلطه و تبعیض شورش کردهاند.
سرویس بینالملل خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- الهه شمس: برخلاف این انتظار عمومی که حقوق زنان همواره رو به گسترش خواهد بود، جهان اکنون در لحظهای ایستاده است که حتی آزادیهای اولیه و امنیت این قشر مورد تهدید قرار میگیرد. گویی کالبد زنانه بار دیگر به میدان نبردی تبدیل شده که قدرتهای مختلف برای قضاوت درباره آن و به انحصار درآوردن آن به صف شدهاند.
این حقیقت تلخ، هیچکجا به اندازه جزیره «بانیشانتا» (Banishanta) در بنگلادش عریان نیست. در مواجهه با چنین سلطه سنگینی، این پرسش مطرح میشود که آیا این دوران به تعبیر والتر بنیامین همان «زمانه اضطراری» نیست که در بطن خود، لحظه ظهور یک تغییر بزرگ را پنهان کرده است؟ پاسخی که ادبیات به این بنبست میدهد، خلق یک «اعتراض خیالی» است؛ نوری که در تاریکترین لحظات واقعیت، در قلب تخیل روشن میشود.
