
تبارشناسی رسانه و سوگ در بازخوانی آرای شاهرخ مسکوب؛
از تکفیر تا تعزیه: عبور شعر پارسی از سد فقه در جانپناه سوگ عاشورا
این نوشته با تلفیق چارچوب نظری دو کتاب «سوگ سیاوش» و «هویت ایرانی و زبان فارسی» اثر شاهرخ مسکوب، به تبارشناسی یک پارادوکس بزرگ در فرهنگ ما میپردازد؛ این که چگونه شعر فارسی با وجود مخالفت و طرد اولیه از سوی فقه سنتی، سرانجام سدها را شکست و به اصلیترین رسانه برای جاودانگی سوگ عاشورا و آیین تعزیه تبدیل شد. این نوشتار چگونگی تلاقی پنهان حماسه کهن پارسی با باورهای شیعی را بررسی میکند.
سرویس ادبیات خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) – محمدحسین المظفر: هویت هر قوم در کشاکش رویدادهای سهمگین تاریخی، فرآیند بازاندیشی و دگرگونی مداومی را تجربه میکند، مواجههای انفعالی در برابر «و کارآمدترین ابزار بیانی فرهنگ ایرانی، یعنی شعر، با سدّ سخت و بدگمانی شدید فقه سنتی مواجه بود، چرا که «قرآن با شعر میانهای ندارد» و «تلقی منفی و بدگمانی به شعر و شاعری… برای مؤمنان دستنخورده باقی ماند»، تا جایی که «علمای دین و فقها همیشه شاعری را دون شأن خود میدانستند». با این حال، نیاز ارگانیک روح ایرانی به بازتولید مفهوم «مظلومیت» و «پیکار با اهریمنان زمان»، سرانجام این سدّ فقهی را در هم شکست. در ساختار اسطورهای ذهن ایرانی، شهادت «شهید کامل» همچون سیاوش، فرجامی انفعالی نیست، بلکه «غروب این خورشید، تکوین آفتاب دیگری است که تباهکننده تاریکی است» و با مرگ او «جهان از سیاوش لبریز شد و خونش در همه رگهای گیتی بود».
