
نگاهی دوباره به عملیات تنگه ابوغریب؛
قمقمههای بیآب در عملیات عطش
عبور از تنگه بعضی بچههای باهنر توی سواری ابوقریب و توقفهای کوتاهی که در راه داشتند، نماز مغربشان را خواندند. بقیه هم وقتی از ماشینها پیاده میشدند نماز میخواندند و نماز بهجا میآوردند. آب نبود. از فرط گرمای هوا و خستگی بچهها، آب قمقمهها توی همان پل نادری تمام شده بود.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، کتاب «عملیات عطش» تالیف جواد کلاته عربی یکی از آثار مستند- روایی در حوزه ادبیات دفاع مقدس است که با نگاهی داستانی، بخشی از تجربههای کمتر گفتهشده رزمندگان در جبهههای جنوب و غرب کشور را روایت میکند. این کتاب بیش از آنکه صرفاً یک گزارش نظامی باشد، تلاش دارد فضای انسانی جنگ را بازسازی کند؛ فضایی که در آن تشنگی، خستگی، اضطراب و انتظار در کنار ایمان و مقاواقتفرسای نیروها در حین پیشروی و استقرار در نزدیکی مواضع دشمن است؛ جایی که کمبود آب، گرمای شدید و فشار روانی، به اندازه خود درگیری نظامی اهمیت پیدا میکند. «عملیات عطش» در واقع تلاش دارد نشان دهد که جنگ فقط صحنه نبرد گلولهها نیست، بلکه میدان آزمون انسان در برابر کمبودها و سختیهای حدی است.
در بخشهایی از کتاب، به عملیات تنگه ابوغریب اشاره میشود؛ منطقهای حساس که نیروهای نظامی در شرایط بسیار دشوار، شبانه و در سکوت عملیاتی به دشمن نزدیک میشوند. در این بخشها، مولف بر لحظات انتظار، کمبود آب، خستگی شدید نیروها و تصمیمگیریهای لحظهای فرماندهان تمرکز دارد. این روایتها نشان میدهد که چگونه رزمندگان در دل تاریکی و در فاصلهای نزدیک با نیروهای بعثی، خود را برای یک درگیری احتمالی آماده میکردند؛ در حالی که کوچکترین خطا میتوانست به یک درگیری سنگین و سرنوشتساز منجر شود. ادامه روایت در همین فضا، عمق بیشتری به مفهوم «عطش» میدهد؛ عطشی که هم جسمی است و هم نمادی از فشار و انتظار در آستانه عملیات.
