
به گزارش خبرآنلاین، تلاقی دو موج سهمگین «کمبود دارو» و «افزایش سرسامآور قیمتها»، حقیقتی تلخ را به نمایش گذاشته است: حق دسترسی به درمان، از دست گروه بزرگی از مردم خارج شده است. اما در این میان، بحران در حوزه داروهای اعصاب و روان، ابعادی به مراتب جدیتر پیدا کرده و بیماران این حوزه را با چالشهایی مواجه کرده است که فراتر از یک کمبود ساده، یک بحران سلامت روان در سطح جامعه است.
سقوط اعصاب در سکوت
هادی اخوتپور، رئیس شورای عالی داروخانههای ایران، با نگرانی از وضعیت داروهای اعصاب میگوید که این حوزه به دلیل ماهیت خاصش، آسیبپذیرترین بخش بازار دارو است. او معتقد است که در داروهای اعصاب، ما با یک وضعیت «حیات یا مرگ» روبهرو هستیم. تفاوت اصلی داروهای اعصاب با سایر داروها در این است که بیمار نمیتواند به راحتی برند دارویش را عوض کند. دکتر اخوتپور توضیح میدهد که مثلا اگر داروی «سرترالین» نباشد، پزشک نمیتواند به سادگی بیمار را به سمت مصرف «سیتالوپرام» یا داروهای مشابه سوق دهد؛ چون این تغییر ناگهانی در دوز یا نوع دارو، باعث ایجاد «شوک درمانی» در بیمروانپریشی و بروز بحرانهای رفتاری شدید افزایش مییابد. یعنی بیماری که تا دیروز کنترل شده بود، ناگهان دوباره دچار روانپریشی میشود و این وضعیت، خانوادهها و مراقبان را به شدت تحت فشار قرار میدهد.
بازی توزیع و سیاست سبدفروشی
رئیس شورای عالی داروخانههای ایران در ادامه به یکی از گرههای کور توزیع اشاره میکند؛ سیاست «سبدفروشی». در این شیوه شرکتها سهمیه داروهای حیاتی و پرتقاضا را مشروط به خرید اقلام غیرضروری یا مکملهای کمتقاضا میکنند. یعنی اگر داروخانه بخواهد چند جعبه از یک داروی حیاتی بگیرد، باید در کنار آن مقدار زیادی مکمل یا داروهای کمکاربرد را هم بخرد. اینجاست که شکاف مالی میان داروخانهها خودش را نشان میدهد.
داروخانههایی که نقدینگی دارند و توان مالی خرید اقلام مازاد را دارند، انبارهایشان را پر میکنند. اما اکثر داروخانهها به دلیل تأخیر شدید در پرداخت وجوه از سوی سازمانهای بیمهگر، نقدینگی ندارند و نمیتوانند وارد این بازی سبدفروشی شوند. در نتیجه، بیمار ناچار است به ۱۰ یا ۲۰ داروخانه مراجعه کند تا شاید در داروخانه بیستویکمی که پولدارتر بوده و خرید نقدی انجام داده، دارو را پیدا کند.
