یکشنبه 1405/04/21 ساعت 10:07
.webp)
نورنیوز-گروه سیاسی: تنگه هرمز تا پیش از آغاز جنگ رمضان عملاً یکی از معدود پروندههای منطقهای بود که با وجود اهمیت راهبردی به دلیل جریان عادی و بدون وقفه کشتیرانی به موضوعی مناقشهبرانگیز در روابط ایران و قدرتهای فرامنطقهای تبدیل نشده بود. اما آغاز جنگ، این معادله را بهطور اساسی تغییر داد و تنگه را از یک گذرگاه صرفاً اقتصادی به یکی از مهمترین ابزارهای اعمال قدرت و بازدارندگی در محاسبات راهبردی ایران تبدیل کرد.
این تحول از آنجا ناشی میشد که همزمان با افزایش فشارهای نظامی و اقتصادی علیه ایران، تهران نیز تلاش کرد از ظرفیتهای ژئوپلتیکی خود برای ایجاد موازنه استفاده کند. در چنین چارچوبی، تنگه هرمز بهعنوان مهمترین مسیر انتقال انرژی جهان به یکی از اهرمهای فشار ایران تبدیل شد؛ به این معنا که هرگونه محدودیت در صادرات نفت ایران میتوانست با ایجاد اختلال در جریان صادرات انرژی دیگر کشورهای منطقه پاسخ داده شود. از همین منظر بود که مقامهای کشور بارها اعلام کردند اگر ایران از حق طبیعی خود برای صدارند و میتوانند در کاهش تنش و مدیریت اختلافات، حتی در شرایط تداوم بیاعتمادی، نقش مؤثری ایفا کنند.
در عین حال، تداوم مسیر دیپلماسی میتواند فرصت لازم را برای بازگشت تدریجی کشور به شرایط عادی، جبران خسارتهای جنگ، بازسازی زیرساختها و تأمین نیازهای اساسی جامعه فراهم کند. تصمیمگیری راهبردی باید بر پایه ارزیابی همزمان توانمندیها و محدودیتهای کشور انجام شود. دولت علاوه بر آگاهی از ظرفیتهای ژئوپلتیکی، نظامی و راهبردی ایران ناگزیر است پیامدهای اقتصادی و اجتماعی ادامه درگیری را نیز در محاسبات خود لحاظ کند.
تجربه جنگ اخیر نیز نشان داد ایران از ظرفیتهای ژئوپلتیکی و راهبردی قابلتوجهی برای اثرگذاری بر معادلات منطقهای و حتی اقتصاد جهانی برخوردار است. این ظرفیت میتواند پشتوانه قدرت چانهزنی کشور در مذاکرات باشد. بر این اساس، اولویت دادن به دیپلماسی، بدون غفلت از بازدارندگی، منطقیترین مسیر برای جلوگیری از گسترش بحران، کاهش هزینهها و تأمین منافع ملی است، زیرا دستاوردهای پایدار بیش از میدان نظامی، بر سر میز مذاکره تثبیت میشوند.
