
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، حادثه کربلا در سال ۶۱ هجری قمری یکی از مهمترین رویدادهای تاریخ اسلام در حیات فکری، سیاسی و اجتماعی شیعیان بهشمار میرود. با توجه به گستره عظیم تأثیرگذاری این نهضت، واکاوی و ژرفنگری در هر گزارشی که از این واقعه به دست ما رسیده، درخور توجه است. بر این اساس، اعتبارسنجی دقیق این گزارشها از حیث مصادر، اسناد و بهویژه محتوای آنها، پیش از هر گونه تحلیل و استناد، ضرورتی انکارناپذیر به نظر میرسد؛ زیرا بیتوجهی در نقل اخبار عاشورا و پالایشنکردن روایتهای صحیح از سقیم، میتواند زمینهساز شکلگیری برداشتهای ناصواب از این حماسه بزرگ شود.
بنابر روایت ایکنا،شهید مرتضی مطهری در اینباره بهروشنی اظهار کرده که در نقل و بازگویی حادثه عاشورا هزاران تحریف لفظی و معنوی رخ داده؛ تحریفهای لفظی در اصل قضایا، مقدمات قضایا، متن و حواشی مطلب روی داده و تحریفهای معنوی نیز در تفسیر این حادثه به وقوع پیوسته است. به باور ایشان، این تحریفها گاه چنان است که کوچکترین هماهنگی با اصل مطلب ندارد، بلکه قضیه را مسز یاری حضرت بیان میکردند، امام(ع) ضمن صحهگذاردن بر عذرشان، باید بیدرنگ آنان را راهی سرزمینشان میکرد و قاعدتاً یاریرسانی مشروط ضحاک بن عبدالله نیز منتفی میشد.
چهارم، جواز ضمانت یا وصایت زنان. در هیچ روایت معتبری، جز این روایات در معرض نقد، ضمانت و وصایت زنان نهی نشده است. فقهای امامیه بر جواز وصیت به زنان اجماع دارند و روایت علی بن یقطین از امام کاظم(ع) نیز بهروشنی صحت وصیت به زن را تأیید میکند. شیخ طوسی، علامه حلی، شهید اول، شهید ثانی، سیدعلی طباطبایی، نجفی و…، همگی از اجماع علمای امامیه بر جواز وصیت به زن سخن گفتهاند.
روایت علی بن یقطین نیز از مهمترین ادله فقهای شیعه بوده و روایات نهی امام حسین(ع) نه در کتاب فقها وارد شده و نه مستند هیچ فقیهی برای بیان حکم قرار گرفته است. از این رو، انکار ضمانت زنان در این روایات، با سیره قطعی فقهی و روایی شیعه ناسازگار است.
بنابراین، از مجموع آنچه گذشت، روشن میشود که روایات نهی امام حسین(ع) از حضور مدیونان در کربلا، افزون بر ضعف شدید سندی، از نظر محتوایی نیز با قرآن و سنت قطعی در تعارضاند و قابل اعتنا نیستند.
