
روایتی از پیوند رنج و جستار در آثار شمیم مستقیمی و همکارانش؛
بازپرسی حقیقت در مرز واقعیت و تفسیر
در فضای ادبیات معاصر ایران، ناداستاننویسی در حال گذار از گزارشهای صرف به سوی روایتهای تحلیلی و جستارگونه است. مجموعه کتابهای «بازپرسی» با رویکردی جسورانه، پروندههای واقعی را نه به عنوان خبر، بلکه به عنوان مادهای برای تأمل اجتماعی و انسانی بازخوانی میکند. به بهانه انتشار جلد تازه این مجموعه با نام «ایستاده جان دادی» نوشته مزده سالار کیا با شمیم مستقیمی دبیر این مجموعه به گفتوگو نشستهایم.
اما «نشر خوب» در کنار جنایت و راز، به سراغ هویت و وطن نیز رفته است. صفورا رهبری در کتاب «آقایان علیه آقایان»، تقابل تکاندهندهی دو نسل از خانوادهای ارمنی را به تصویر میکشد؛ از «آلکساندر» مبارز دوران مشروطه تا «فلیکس» سناتور و تاجر، تا روایت کند چگونه سیاست و تقدیر، انسانها را در مسیرهای متفاوتی قرار میدهد. و در نهایت، برای تلطیف این فضای پرکشمکش، مژده سالارکیا در کتاب «ایستاده جان دادی» با نثری مینیمال و صادقانه، ما را به سفری از وین تا خلیج فارس میبرد تا در مواجهه با مرگ و فقدان، معنای ایستادگی در برابر فراموشی را بازکشف کنیم.
وقتی از شمیم مستقیمی، دبیر مجموعه بازپرسی درباره ایدهی شکلگیری این مجموعه میپرسیم، پاسخ او با تأملی در تقابل «گذشته» و «زمان حال» آغاز میشود. او معتقد است که همواره این پرسش برایش جذاب بوده که چرا برخی رویدادها، با وجود گذشت سالها، هنوز برای ما جذابیت دارند و چه چیزی در دل این اتفاقات است که مانند تلنگری، ما را دوباره به سوی خود فرا میخواند. مستقیمی در تبیین ایدهی این مجموعه میگوید: «بازپرسی در واقع نتیجهی سروکله زدن با موضوعاتی در گذشته است که هنوز برای ما معنا دارند.» به باور او، این مجموعه پاسخی به خلأ موجود در ناداستاننویسی ایران است تا از طریق روایت مستند پروندههای واقعی، پیوند میان رخدادهای پیشین و زیستِ امروزین انسان را کشف کند.»

