
به گزارش خبرآنلاین روزنامه اعتماد نوشت: ملتها پس از جنگ، سرنوشت متفاوتی را تجربه کردهاند. حاکمیت و دولتهای هوشمند، توانستند سرنوشتی توام با توسعه و قدرت ملی را برای جامعه خود رقم بزنند. این روزها شاهد ایجاد انحرافاتی توسط گروهی – آگاهانه یا ناآگاهانه، اعتقادی یا غیراعتقادی- تحت تاثیر نمیدانم چه جریانی، که بعدها مشخص خواهد شد! در دستاوردهای بزرگ جنگ هستیم که نمونههای از آن را میتوان در تلاشهایی برای تغییر جهت مبارزه و حمله به سمت داخل – مدیران ومسوولان درگیر در مقاومت- و تحریک افکار عمومی علیه آنها دید.هرچند در حافظه تاریخی ایرانیان، شواهد دیگری از این دست موارد ثبت است.
از این جمله میتوان به تئوری «دشمنِ غریب و بعید داعش اشاره کرد که تنها به مسلمانکشی منجر شد و در خلال آن حتی یک تیر هم به سوی دشمنان از سوی خودشان (از جمله اسراییل) شلیک نشد.» در نمونهای دیگر تئوری سازمان مجاهدین خلق که «بهشتی، د تقابل میشود.
از تخریب مدیرانی که چه در میدان، چه در معیشت و چه در دیپلماسی برای احقاق حق فعالند تا سنگپرانی به این افراد و تحریک فضای داخلی را نباید رفتاری بیاهمیت یا صرفا هیجانی تلقی کرد.
اینها نشانههای خطرناکی از تولید شکاف و تضعیف انسجامند. هنوز هم خاطره تلخ «مُهر پراکنی » به سوی شهید لاریجانی در اذهان زنده است. عجیب است که چشمهایشان را به روی این حقیقت واضح میبندند که دشمن چگونه «پزشکیان »، «قالیباف » و… را تا مرز شهادت پیش راندند و تنها لطف خدا بود که با گشوده شدن یک روزنه، از شهادت حتمی نجات یافتند ولی همچنان در معرض ترور و شهادت قرار دارند.
هر صدایی که جامعه را از تمرکز بر تهدیدهای واقعی منحرف کند و به سمت خصومتهای داخلی سوق دهد، عملا به فرسایش وحدت ملی کمک میکند؛ حتی اگر خود را در پوشش خیرخواهی یا حساسیت اجتماعی عرضه کند.
در برهههای حساس، بزرگترین خطا آن است که جامعه در دام سناریوهای تنشزا گرفتار شود و سرمایه اجتماعی خود را در میدان بدگمانی و تسویهحسابهای درونی هدر دهد. امروز، بیش از همیشه، حفظ هوشیاری نسبت به پروژههای شکافآفرین و دفاع از انسجام اجتماعی، یک مسوولیت ملی است.
17302
