حکایت این دانش آموخته جوان که با شور و شوق فراوان تلاش خود را برای شرکت در یک فراخوان صرفاً نمایشی و تبلیغی انجام داد و در نهایت با رفتار زشت و ناپسند مدیران شهرداری منطقه ۱۷ مواجه شد، حکایت دهها و چه بسا صدها هزار دانش آموخته و تحصیلکردهای است که علی رغم توان و تخصص مناسب مجبورند طرح و ایدههای خود را در ذهنشان دفن کنند.
برخی مدیران شهرداری تهران که پیش از این تصور میشد احترام و ارزش قابل قبولی برای نخبگان جامعه قائل هستند و از ذهن و ایده آنها در فرایند توسعه شهری بهره میبرند، اکنون در مسیری قرار گرفته اند که حاصل عمل آنها چیزی جز پاشیدن نمک روی زخم بیکاری نخبگان این کشور نیست. مثل مدیران شهری منطقه اخوان صرفاً نمایشی و تبلیغی صورت داد و در نهایت با رفتار زشت و ناپسند مدیران شهرداری منطقه 17 مواجه شد، حکایت دهها و چه بسا صدها هزار دانش آموخته و تحصیلکردهای است که علی رغم توان و تخصص مناسب مجبورند طرح و ایدههای خود را در ذهنشان دفن کنند.
شرایط ناراحت کننده و اسفباری که امیدی به اصلاح آن نیست و چارهای جز تحمل این شرایط سخت برای نخبگان جامعه در رشته و گروههای علمی مختلف باقی نمانده است. چرا که عدهای مدیر فراموشکار و انحصار طلب به خود اجازه میدهند هر گونه که علاقه دارند تصمیم بگیرند و برنامههای خود را پیش ببرند.
