«آقای قاضی مگر میشود در ظرف ۲۰ دقیقه وام ۶۵ میلیاردی گرفت» این سوالی است که یکی از متهمان از قاضی پرسید تا تاکید کند که فریب خورده است. متهمی که راننده بود و بعد سخنانش توسط متهم بعدی که پیک موتوری بود، تکرار شد. متهمانی که همه مدیرعامل شرکت هایی شده بودند که تسهیلات چند ده میلیاردی دریافت کرده بودند و به هدایتی فروخته شده بودند!
حدادان گفت: خیر.
قاضی خطاب به متهم گفت: پس از خود دفاع کنید.
حدادان در دفاع از خود ادعا کرد: جناب آقای قاضی من فقط یک راننده تاکسی هستم و کارم رانندگی است. در شرکتی که بعدا به اسم من ثبت شد کارهای اداری شان را انجام میدادم و مانند آژانس افراد را جابه جا میکردم.
وی گفت: در این ایام یک روز آقای مقدم به من گفت: میخواهیم شرکت بزنیم و کار آفرینی کنیم و در آنجا به من پیشنهاد مدیر عاملی دادند و گفتند که فقط حضور فیزیکی شما لازم است.
قاضی مسعودی مقام خطاب به متهم پرسید: کار شما در شرکت دقیقا چه بود آیا شما سند تجاری و اسناد را امضا میکردید؟
متهم پاسخ داد: من سند تجاری امضا نکردم، اما سند دیگر امضا میکردم. به خدا قسم من اصلا نمیدانستم که اینها میخواهند وام بگیرند و وقتی ما را به بانک سرمایه بردند گفتند که فقط برای افتتاح حساب است.
