آنروز تاسوعا یکی از افسران عالیرتبه رژیم شاه با لباس نظامی به بازار آمده بود تا عزاداری بازار را تماشا کند. آنافسر گوشهای ایستاده بود و مشخص هم نبود آوازه عزاداری رسول ترک و دستهاش را شنیده یا نه. دسته حاج رسول دیوانه آمد و به مرور مقابل آندرجهدار ارتش رسید. رسول ترک نگاهی به افسر انداخت و آهسته به سمتش حرکت کرد.

به گزارش خبرنگار فرهنگی تابناک، رسول دادخواه خیابانی تبریزی معروف به رسول ترک یا حاج رسول دیوانه، متولد ۵ اسفند ۱۲۸۴ در یکی از محلههای قدیمی تبریز است و پدر و مادرش اهل شرکت در روضه امام حسین (ع) بودند. او کودکی خود را در دامان مادری گذراند که در جلسات توسط و روضه، گریه زیادی میکرد و از محبان امام حسین (ع) بود. اما رسول نوجوان پس از مدتی به کارهای ناپسند و به اصطلاح خلاف رو آورد و تبدیل به یک شخصیت لات و طبقهای از اجتماع شد که در عرف معمول جاهل خوانده میشوند.
اما جذبه و کشش امام حسین (ع) و علاقه عمقی و ریشهای رسول ترک در نهایت باعث تحول و توبه واقعی او شد و پس از اینبازگشت، فردی دلسوخته و تبدیل زینب (س) بعد از بازگشت از شام به کربلاست که به برادرش میگوید: ای برادرم من هم به سفر شام رفته بودم و حالا با اینحال پریشان آمدهام. ای خسته و کوبیده زخمها! بلند شو که من هم خسته و کوبیده آمدهام!
میگفتند حاجرسول از ساعت ۹ صبح تا ساعت ۳ بعد از ظهر فقط با همینیکبیت مجلس را پیش برده است.
