در روزهایی که کشور درگیر یک رویارویی نظامی بیسابقه با رژیم صهیونیستی بود، آنچه بیش از هر چیز به چشم آمد، بلوغ اجتماعی، وحدت عمومی و نظم مثالزدنی مردم ایران بود. در شرایطی که دشمن حساب ویژهای روی ایجاد اغتشاش داخلی باز کرده بود، مردم با رفتاری مسئولانه نهتنها از هرگونه التهاب و بحران پرهیز کردند، بلکه به پشتوانهای برای نیروهای دفاعی کشور تبدیل شدند.

به گزارش تابناک، در روزهایی که کشور درگیر یک رویارویی نظامی بیسابقه با رژیم صهیونیستی بود، آنچه بیش از هر چیز به چشم آمد، بلوغ اجتماعی، وحدت عمومی و نظم مثالزدنی مردم ایران بود. در شرایطی که دشمن حساب ویژهای روی ایجاد اغتشاش داخلی باز کرده بود، مردم با رفتاری مسئولانه نهتنها از هرگونه التهاب و بحران پرهیز کردند، بلکه به پشتوانهای برای نیروهای دفاعی کشور تبدیل شدند.
دولت نیز در حرکتی هوشمندانه، تمرکز خود را بر دفاع و پاسخ دقیق و هدفمند به تجاوز دشمن گذاشت؛ و این عملکرد، تنها در ۱۲ روز به آتشبس و پیروزی دیپلماتیک و نظامی انجامید.
اما اکنون، تنها چند روز پس از پایان بحران، جریانی رسانهای آشنا به میدان آمده و در اقدامی هدفمند، دوباره افشاگریهای تکراری و تاریخمصرفگذشته را به سطح رسانهها بازگردانده است. در صدر این جریانشده است؟ با چه انگیزهای با وجود نهادهای نظارتی و قوه قضاییه، چهره به چهره به فعالان رسانهای میتازد؟ آیا این مسیر جز تداوم نشستن کنار امثال مسیح علینژاد در قالبی دیگر نیست؟ شاید تنها تفاوت، رنگ پرچم پشت سر باشد. لندن حالا مأمن بلاگرها، یوتوبرها و افشاگرانی است که به اسم شفافیت و وطندوستی، ویو میگیرند و از محل حمله به چهرههای داخل ایران، درآمد یوتوبی و رسانهای کسب میکنند. آیا وقت آن نرسیده است که این بازی را شفافتر ببینیم و بپرسیم: چه کسی از آشوب پس از انسجام ملی سود میبرد؟
