در حالی که مداحان هر سال بر جنایت شمر و یزید در کربلا میگریند و مردم را به لعن قاتلان امام حسین (ع) فرامیخوانند، حالا یک مداح با ادبیاتی آمیخته به تهدید از «تیغ و حلقوم» رئیسجمهور سخن میگوید؛ رفتاری که بیش از آنکه یادآور مکتب عاشورا باشد، تداعیکننده همان منطق حذف و خشونتی است که قرنها از آن برائت جستهایم.

به گزارش تابناک، در هر کشور و نظام سیاسی، تصمیمات کلان در حوزه سیاست خارجی و مذاکرات بینالمللی از مسیرهای مشخص قانونی و در چارچوب نهادهای رسمی اتخاذ میشود. در ایران نیز هیچ توافق یا تفاهم مهمی بدون بررسی در سطوح عالی تصمیمگیری، از شورای عالی امنیت ملی گرفته تا سایر نهادهای ذیربط، پیش نمیرود. حال پرسش اینجاست که یک مداح دقیقاً با چه جایگاه حقوقی، سیاسی یا کارشناسی برای رئیسجمهور منتخب مردم خط و نشان میکشد و از «تیغ و حلقوم» سخن میگوید؟
اگر قرار باشد هر فردی صرفاً با تکیه بر یک تریبون، خود را فراتر از سازوکارهای قانونی کشور بداند و برای عالیترین مقام اجرایی کشور تهدید صادر کند، اساساً فلسفه وجودی نهادهای رسمی چیست؟ در چنین منطقی دیگر نه دولت معنا دارد، نه مجلس، نه شورای عالی امنیت ملی و نه هیچ سازوکار قانونی دیگری. هرعقلانیت و وحدت است، نه محلی برای تهدید، دو قطبیسازی و حمله به مسئولانی که در چارچوب قانون و ساختار رسمی کشور فعالیت میکنند.
شاید امروز بیش از هر زمان دیگری لازم باشد میان «مداحی حسینی» و «ادبیات شمری» تفاوت قائل شویم. عاشورا به ما آموخت که قدرت بدون اخلاق به فاجعه ختم میشود. اگر کسی از پشت تریبون امام حسین(ع) برای حذف و تهدید رقیب سیاسی سخن بگوید، پیش از آنکه دیگران را متهم کند، باید از خود بپرسد به سیره کدام جبهه نزدیکتر شده است؛ جبهه امام حسین(ع) یا منطق کسانی که با شمشیر و تهدید، راه گفتگو و تدبیر را بستند.
