مسائل دیگری از قبیل شناخت و دانش سینمایی فیلمسازان ایرانی هم در این ماجرا دخیل است که باز هم نتیجه آن به همین عدم ارتباط برقرار کردن با مخاطب منجر می شود. بطور کلی می توان گفت که مردم از سینمای ایران جلوتر هستند و فیلمساز بعنوان هنرمندی که باید نه فقط فرزند زمانه خود باشد، بلکه جلوتر از زمانه هم حرکت کند، در اصل از زمانه خود، عقب هم افتاده است!

به دنبال آلودگی اخیر هوای تهران ناشی از کمبود گاز و مصرف مازوت در نیروگاهها، بحث «بیت کوین» یا همان استخراج ارزهای دیجیتالی دوباره داغ شد و بسیاری افزایش مصرف برق و خارج شدن نیروگاهها از مدار را مرتبط با فعالیت های بیش از حد دستگاههای استخراج بیت کوین دانستند.
به گزارش «تابناک»؛ «بیت کوین» پیش از این در سینمای ایران نیز مطرح گردیده بود و برخی از رسانه ها از حضور یک سرمایه گذار بیت کوین باز با پول حاصل از این فعالیت در سینمای ایران و حتی حضور او به عنوان اسپانسر یکی از جشنواره های دولتی فیلم خبر داده بودند.
ارتباط سینمای ایران با «بیت کوین» به فعالیت های این سرمایه گذاور از کلیشه های رایج سینمای ایران اعم از کپی برداری از فیلمفارسی نیم قرن پیش با چاشنی شوخی های سخیف یا کپی کاریکاتوری از فیلم های سینمای جهان بدون در نظر گرفتن اتمسفر ایران یا ژانر فلاکت سیاه به جای سینمای اجتماعی، حرکت کرده اند.
بدون شک توجه دست اندرکاران جشنواره فیلم فجر به فیلم هایی از جنس «سیاه باز» به جای گعده و باندبازی در برجسته سازی آثار منتخب از یک سو و استقبال مردم بعد از کرونا از این جنس فیلم ها از سوی دیگر، می تواند باعث دلگرمی فیلمسازان دغدغه مند برای حرکت در مدار واقعی جامعه و ساخت آثار چالش برانگیز و رفع نقیصه خنثی بودن از سینمای ایران گردد.
