ایمان انحرافی، خطرناک‌ترین قدرت تخریب در هستی / سقوط به چاه شرک با انحصار غیب؛ چگونه تقلیل دین به برداشت‌های شخصی، کربلا را رقم زد

گروه اندیشه: در ششمین جلسه از سلسله نشست های «چراغی دیگر» به مناسبت ایام شهادت سیدالشهدا (ع)، در کانون رسالت برگزار شد. در این نشست آیت‌الله سید عباس قائم‌مقامی با رویکردی ساختارشناسانه و نقادانه، به تبیین مفهوم ایمان و آسیب‌شناسی آن بر اساس منطق قرآنی پرداخت. قائم‌مقامی با به چالش کشیدن تلقی‌های سنتی، استدلال می‌کند که قرآن برخلاف تصور رایج، یک «ایمان‌نامه» مطلق نیست، بلکه نقدنامه‌ای بنیادین است که ایمان را از طریق روش‌های سلبی و ابطال‌گرایانه پالایش کرده و به مرتبه توحید می‌رساند. او با تکیه بر آیه ۱۰۶ سوره یوسف، بر امکان همزیستی ایمان به خدا با شرک دست می‌گذارد و هشدار می‌دهد که ایمانِ منحرف‌شده و انحصارگرا، به دلیل ریشه داشتن در اختیارات خلیفة‌اللهی انسان، مخرب‌ترین نیروی تاریخ است چنان‌که فاجعه عاشورا نه توسط بی‌دینان، بلکه به دست لشکری از مؤمنان گرفتار در شرک معرفتی و مدعی تقرب به خدا شکل گرفت. در بخش دیگری از این تحلیل، سخنران با تمایز میان مفاهیم «الله» (ذات مطلق و نسبت‌ناپذیر) و «رب» (مرتبه تجلی و نسبت‌پذیر)، منشأ انحراف را تنزل دادن امر مطلق به برداشت‌های محدود، شخصی و رازآمیز افراد می‌داند. از نظر او، پادزهر این انسدادِ مسموم، پذیرش اصل عرفانی «وحدت در کثرت» در ساحت حیات جمعی است؛ جایی که توحید نه در حذف تفاوت‌ها و کثرت‌ها، بلکه در صلح، تفاهم، پذیرش دیگری و ارائه «سلطان مبین» (برهان استدلال‌پذیر و زبان‌پذیر) معنا می‌شود تا دین از ابزار سوءاستفاده‌های بوروکراتیک و توجیه ظلم خارج شود. این گزارش را که توسط روابط عمومی خانه اندیشمندان علوم انسانی تهیه شده در ادامه می خوانید: 

۱۶ تیر ۱۴۰۵ – ۱۶:۵۷
ایمان انحرافی، خطرناک‌ترین قدرت تخریب در هستی / سقوط به چاه شرک با انحصار غیب؛ چگونه تقلیل دین به برداشت‌های شخصی، کربلا را رقم زد

گروه اندیشه: در ششمین جلسه از سلسله نشست های «چراغی دیگر» به مناسبت ایام شهادت سیدالشهدا (ع)، در کانون رسالت برگزار شد. در این نشست آیت‌الله سید عباس قائم‌مقامی با رویکردی ساختارشناسانه و نقادانه، به تبیین مفهوم ایمان و آسیب‌شناسی آن بر اساس منطق قرآنی پرداخت. قائم‌مقامی با به چالش کشیدن تلقی‌های سنتی، استدلال می‌کند که قرآن برخلاف تصور رایج، یک «ایمان‌نامه» مطلق نیست، بلکه نقدنامه‌ای بنیادین است که ایمان را از طریق روش‌های سلبی و ابطال‌گرایانه پالایش کرده و به مرتبه توحید می‌رساند. او با تکیه بر آیه ۱۰۶ سوره یوسف، بر امکان همزیستی ایمان به خدا با شرک دست می‌گذارد و هشدار می‌دهد که ایمانِ منحرف‌شده و انحصارگرا، به دلیل ریشه داشتن در اختیارات خلیفة‌اللهی انسان، مخرب‌ترین نیروی تاریخ است چنان‌که فاجعه عاشورا نه توسط بی‌دینان، بلکه به دست لشکری از مؤمنان گرفتار در شرک معرفتی و مدعی تقرب به خدا شکل گرفت. در بخش دیگرً مجموعه‌ای از تجربه‌های شخصی یا سخنان مبهم.

قائم‌مقامی تأکید کرد: ایمان قرآنی، ایمانی است که هم در ساحت فردی معنا دارد و هم در عرصه زندگی اجتماعی. چنین ایمانی، انسان را به حذف تفاوت‌ها فرا نمی‌خواند، بلکه او را به کشف حقیقت واحد الهی در دل کثرت‌ها دعوت می‌کند. از این منظر، «وحدت در کثرت» صرفاً یک مفهوم فلسفی یا عرفانی نیست، بلکه بنیانی برای شکل‌گیری جامعه‌ای مبتنی بر گفت‌وگو، تفاهم، پذیرش دیگری و همزیستی است.

وی در پایان خاطرنشان کرد که هرگاه دین با زبانی روشن، معیارپذیر و قابل داوری عرضه شود، می‌تواند زمینه تحقق توحید در جامعه را فراهم آورد؛ اما هر زمان خدا به برداشت‌های شخصی، ادعاهای رازآمیز و تفسیرهای انحصاری فروکاسته شود، نتیجه آن چیزی جز گسترش اختلاف، انحصارطلبی و فاصله گرفتن از حقیقت ایمان نخواهد بود.

216216

منبع  : خبر آنلاین

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *