
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، واقعه عاشورا رویدادی عظیم، پیچیده و چندوجهی است که با وجود گذشت دوران طولانی از وقوع آن به سبب منحصربهفرد بودن، وجه خارقالعادگی و جنس قهرمانانی که افلاکی و در مسیر خداوند هستند، در طول تاریخ منبع الهام آزادگان جهان و آنهایی بوده است که در جستوجوی معنای عمیق انسانیت هستند و باورهایشان رنگوبوی عدالت و ایستادگی در برابر ظلم را دارد.
بنابر روایت ایکنا، متفکران و صاحبنظران دنیا سالهای متمادی است که در این باره میاندیشند، کتاب میخوانند و قلم میفرسایند تا شاید بتوانند حسین ابن علی(ع)، این دردانه مخلوق خداوند و گل سرسبد هستی را بشناسند و درک کنند در عاشورا چه روی داده بود که به قول حافظ
«یک قصه بیش نیست غم عشق وین عجب کز هر زبان که میشنوم، نامکرر است».
از همین رو تاکنون واقعه عاشورا بازتاب فراوانی در جهان داشته، اما بیتردید یکی از جلوههای انعکاس آن که نقش عظیمی در ماندگاری و فراموش نشدن آن داشته، شعر و ادب فارسی است. شعرای کلاسیک و معاصر فارغ از دین و مذهب از ذوق و قریحه خویشمتعجب از عزاداری روز عاشوراست، در این باب چنین پاسخ میدهد: «روز عاشورا نمیدانی که هست ماتم جانی که از قرنی به است».
وی بر این اعتقاد است که امام حسین(ع) با شهادت به وصال معبود حقیقی رسیده است و از این رو این جای عزاداری ندارد، بلکه عزاداری ویژه کسانی است که بر خلاف این امام بزرگوار در خواب غفلت به سر میبرند، بنابراین باید به حال خود بگرییم، چرا که انسان والامقامی چون حسین(ع) را به اندوه ما نیازی نیست.
پس عزا بر خود کنید ای خفتگان
زانکه بعد مرگیست این خواب گران
روح سلطانی ز زندانی بجست
جامه چون دریم، چون خاییم دست
بنابر آنچه بیان شد پیداست که مولانای عارف و نامی نیز همچون دیگر شاعران مکتب ثارالله از قافله شور و شعور حسینی جا نمانده است و با وجود اینکه از نظر تاریخی به نظر میرسد در میان شیعیان نزیسته است، به قدر توان در این راه توشه برداشته و عاشورا را در اشعارش گرامی داشته است.
