
اصلاح طلبان البته چون صلح طلبند ، بیش از جنگ در صلح به کار می آیند و اساسا در هنگامه ی جنگ ، مرز جناح های سیاسی در دفاع از میهن در برابر دشمن برداشته می شود . اما در صلح است که تمایزها و رقابتها شکل می گیرد .
از جمله در همین دوران است که روشن می شود که فرق میکند چه کسی رئیس جمهور باشد و چرا میان اصلاح طلب و اصولگرا تفاوت وجود دارد ؟از سال ۱۳۷۶ که رقابت اصلاح طلبی و اصولگرایی در انتخابات ریاست جمهوری آغاز شد بارها این سخن را از انحلال طلبان و براندازان شنیده ایم که هیچ فرقی نمیکند که چه کسی رئیس جمهور باشد و در هر صورت هسته سخت قدرت جای دیگر است .
متاسفانه برخی اصولگرایان عامدانه برای تضعیف جمهوریت و برخی اصلاح طلبان هم ناامیدانه از بسط جمهوریت به این مساله دامن می زنند و رئیس جمهور را مقامی منفعل می خوانند .اما نهاد ریاست جمهوری به عنوان نماد نهاد جمهوریت (که یکی از دو اصل تغییر ناپذیر قانون اساسی است) همواره توانسته است در مقام منتخب مستقیم اکثریت ملت ایران در بزنگاه های تاریخی نقش راهبردی ایفا کند که نقش اکبر هاشمی رفسنجانی در توسعه ایران ، تاثیر سید محمد خاتمی در دموکراسی خواهی و ابتکار حسن روحانی در احیای دیپلماسی از جمله آنهاسجایگاه ملی و فرا قوه ای خویش به عنوان رئیس شورای عالی امنیت ملی و رئیس شورای دفاع کشور نیروهای کشوری و لشکری، اصلاح طلب و اصولگرا ، سرداران و دیپلماتها و میدان و خیابان را اجماع بر سر یک راهبرد برساند و آن پایان جنگ است .
پیام راهبردی رهبری در تنفیذ و تفویض رای شورای عالی امنیت ملی به ریاست رئیس جمهور و شورای شش نفره معین در آن که در تعامل با شورای دفاع کشور به پایان جنگ انجامید یک نقطه عطف در اعمال مسوولیت و اختیارات مقام / نهاد ریاست جمهوری است که بهترین تعبیر آن ” رئیس جمهوری شدن رئیس جمهور ” است . یعنی اکنون مسعود پزشکیان هم رئیس ملت ( جمهور ) است و هم رئیس دولت ( جمهوری ) که شامل همه قوای کشوری و لشکری و نه فقط قوای اجرایی است . اینکه به پیشنهاد رئیس جمهور رییس مجلس ، رئیس گروه مذاکرات می شود اما در نهایت رئیس جمهورایران یادداشت تفاهم را امضا میکند و رهبری نیز آن را در زمره عهد و پیمان رئیس جمهور با نظام و مردم.
1717
