
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، در دهههای اخیر، بخشی از گفتمان سیاسی در ایالات متحده با روایتهایی مذهبی از «آخرالزمان» گره خورده است. در این چارچوب، برخی جریانهای انجیلیِ صهیونیست، تحولات خاورمیانه را نه صرفاً رخدادهایی سیاسی، بلکه مراحلی از تحقق پیشگوییهای کتاب مقدس میدانند. در چنین قرائتی، تنشها و جنگهای منطقهای میتوانند بهعنوان مقدمهای برای نبرد نهایی آرماگدون تعبیر شوند؛ برداشتی که گاه در سخنان برخی مبلغان مذهبی و حتی در فضای سیاستگذاری آمریکا بازتاب پیدا کرده است.
بنابر روایت تسنیم، در این میان، ایران در بسیاری از این روایتها بهعنوان یکی از بازیگران محوری در سناریوی نبرد آخرالزمان معرفی میشود. از نگاه برخی مفسران این جریان، فشار سیاسی، تحریمها و حتی تقابل نظامی با ایران صرفاً ابزارهای ژئوپلیتیکی نیستند، بلکه گامی در مسیر تحقق طرحی الهی تلقی میشوند. همین پیوند میان تفسیرهای دینی و تصمیمهای سیاسی، پرسشهای مهمی را درباره تأثیر باورهای آخرالزمانی بر سیاست خارجی آمریکا و نحوه تصویرسازی یریت آخرالزمان» میبیند. آنان با ترویج اسلامهراسی و نژادپرستی الهیاتی، به دنبال توجیه نسلکشی و جنگ هستهای هستند. مواجهه با این تفکر خطرناک که «گناه نخستین» آن بیانیه بالفور بود، نیازمند «جهاد تبیین»، تقویت وحدت جهان اسلام و همپیمانی با مسیحیان ضدصهیونیست است که خود از منتقدان جدی این انحراف هستند. تنها با شناخت دقیق این جبههبندیها و تقویت قدرت بازدارندگی است که میتوان از تبدیل شدن نقشههای وحشتآفرین آنان به واقعیت جلوگیری کرد.
منابع:
1. درسنامه مسیحیت صهیونیستی؛ دکتر احمدرضا مفتاح.
2. مقاله «نقد آرای اسکوفیلد از دیدگاه مسیحیت و اسلام»؛ عبدالحسین ابراهیمی و محمد لگنهاوزن.
3. کتاب «تدارک جنگ بزرگ»؛ گریس هالسل.
4. صهیونیسم مسیحی؛ استیون سایزر، حمید بخشنده
