
به گزارش خبرآنلاین ، روزنامه اطلاعات نوشت: برای رفع تردید و پاسخی نسبتاً متقن، بهتر است واقعیت را در میان این دو روایت افراطی جستجو کنیم، اما این بار با نگاهی عمیقتر به مفهوم «رقابت در منطقه خاکستری» که در ادبیات راهبردی به وضعیتی میان جنگ و صلح اطلاق میشود؛ نه درگیری نظامی تمامعیار، نه صلح پایدار، بلکه فشار، فرسایش، تهدید و حملات محدودی که هزینه به طرف مقابل تحمیل میکند بدون آنکه لزوماً به جنگ گسترده منجر شود.
تفاهمنامه ۱۴ بندی که در حاشیه اجلاس G۷ امضا شد، بیش از آنکه یک توافق سیاسی باشد، یک پذیرش واقعیتهای میدان از سوی هر دو طرف است. این سند یک چارچوب ۶۰ روزه برای مذاکرات بیشتر فراهم میکند، نه یک توافق نهایی. بندهای کلیدی آن شامل تعهد به پایان عملیات نظامی، بازگشایی تنگه هرمز، تعهد ایران به کاهش غنای مواد غنیشده، و تعهد آمریکا به لغو تحریمهاست.
نکته کلیدی اینکه مسئله هستهای بهطور کامل حل نشده و به مذاکرات آینده موکول شده است. ایران با بستن تنگه هرمز اهرم فشار قابلتوجهی بر اقتصاد جهانی ایجاد کرد؛ تم با کمتر از ۲۰ درصد احتمال، دستیابی به توافق نهایی است که حتی در آن صورت نیز به دلیل عدم اعتماد، صلحی پایدار شکل نخواهد گرفت. در جمعبندی باید گفت که تفاهم کنونی نه پیروزی قاطع است و نه فریب ساده.
ایران از یک دولت تحتتحریم به بازیگری تبدیل شده که آمریکا را پای میز مذاکره کشانده، اما دستاوردها شکننده و موقت است. ۶۰ روز آینده، آغاز فصلی جدید در رقابت طولانیمدت دو کشور در منطقه خاکستری خواهد بود.
در این میان، بزرگترین تهدید فراروی ایران، نه نیات ترامپ که اختلافات داخلی است. دوقطبیسازی و تخریب تیم مذاکرهکننده، دقیقاً خدمتی است که دشمن از ما انتظار دارد. حال که میدان بستر دیپلماسی را فراهم کرده، همهی جریانها باید با نگاه ملی از تیم مذاکرهکننده حمایت کنند؛ چراکه اختلاف، پیروزی میدان را به شکست در میز مذاکره بدل میکند.
23302
