«تابناک» در راستای اعتلای فرهنگ و ادبیات ایران به صورت هفتگی بخشی را به این مهم اختصاص داده است. در همین چارچوب در «ادیبستان»، بسته ادبی تابناک با مجموعهای از شعر، حکایت، مباحث ادبی و فرهنگی و… میزبان مخاطبین هستیم.
غزلی از وصال شیرازی
داد چشمان تو در کشتن من دست به هم
فتنه برخاست چو بنشست دو بد مست به هم
هر یک ابروی تو کافی است پی کشتن من
چه کنم با دو کماندار که پیوست به هم ؟
شیخ پیمانه شکن،توبه به ما تلقین کرد
آه از این توبه و پیمانه که بشکست به هم
عقلم از کار جهان رو به پریشانی داشت
زلف او باز شد و کار مرا بست به هم
مرغ دل زیرک و آزادی از این دام محال
که خم گیسوی او بافته چون شست به هم
دست بردم که كشم تیر غمش را از دل
تیر دیگر زد و بردوخت دل و دست به هم
هر دو ضد را به فسون جمع توان کرد وصال
غیر آسودگی و عشق که ننشست به هم
var player = videojs(‘player_436388_وایت در شعر و نوشتن شعر روایی یکی از ویژگی هایی است که اگر خوب و دقیق اجرا شود می تواند در ارتقای سطح شعر بسیار مؤثر باشد. شعرهای روایی مخاطبانشان را از ابتدا تا انتها با خود همراه می کند و معمولاً با ضربه ای حسی مخاطب را غافلگیر می کند. این گونه شعرها تا حد زیادی به ساختار داستان و بخصوص داستان کوتاه نزدیک است و معمولاً از عناصر تشکیل دهندۀ درام بهره می برند.
منتها تفاوت روایت شعری و داستانی در این است که شاعر در هنگام سرودن شعر روایی، دست و پایی بسته تر، فضایی تنگ تر و امکاناتی کمتر دارد. شاعر باید نخست با وزن و قافیه بجنگد و از پس آنها کنار بیاید، باید به زبان شعر و حفظ هارمونی و سلاست شعر بیندیشد و بتواند از این تنگناها سربلند بیرون بیاید.
یکی از نمونه های زیبای شعر روایی، مثنوی عقاب از دکتر پرویز ناتل خانلری است.
