به گزارش خبرآنلاین به نقل از روزنامه همشهری، او در توضیح ماجرا گفت: برای اجاره دادن یکی از واحدهای مسکونی خود در شمال تهران آگهی داده بودم و قرار بود همان روز خانه را به یک متقاضی نشان دهم. طبق هماهنگی قبلی، دختری جوان برای بازدید از خانه به آنجا آمد. او ماسک به صورت داشت و وانمود میکرد که قصد دارد خانه را اجاره کند. هر دو وارد آپارتمان شدیم تا بخشهای مختلف خانه را نشانش بدهم. اما هنوز چند دقیقهای از ورودش نگذشته بود که ناگهان 4مرد نقابدار به خانهام هجوم آوردند. مردان ناشناس با تهدید قمه، من را مورد ضرب و شتم قرار دادند و دست و پایم را بستند. سپس کیف همراهم را که در آن مقدار قابلتوجهی دلار برای انجام یک معامله همراه داشتم به سرقت بردند. علاوه بر آن، چند قطعه طلا شامل زنجیر، دستبند و انگشتر نیز همراهم داشتم که با تهدید، آنها را سرقت کردند. دزدان همچنین ساعت مچی لوکسی را که حدود 3میلیارد تومان ارزش داشت، دزدیدند و سپس گریختند.
سرنخی که همهچیز را لو داد
با اعلام این شکایت، تیمی از مأموران پلیس آگاهی برای بررسی موضوع در محل حاضر شدند و تحقیقات اولیه آغاز شد. کارآگاهان در بررسی صحنه سرقت با سرنخی غیرمنتظره روبهرو شدند؛ در داخل خانه یک کارت شناسایی پیدا شد. بررسی کارت نشان داد که متعلق به دختری جوان به نام شکیلا است؛ همان دختری که بهعنوان متقاضی اجاره، وارد خانه شده بود.
همین سرنخ کافی بود تا مأموران خیلی زود به هویت او دست یابند و بازداشتش کادیم. البته بهتر بگویم حواس پرتی کار دستم داد.
بعد از این سرقت قرار بود، سوژه دیگری را هم شکار کنید؟
بله. حتی سوژه بعدی را هم پیدا کرده بودم.
چهکسی؟
دندانپزشکم! چندبار به مطبش رفته بودم و فکر میکردم شرایطش برای سرقت مناسب است. قرار بود بعد از این ماجرا سراغ او برویم، اما پیش از اجرای دومین نقشه سرقت، گیر افتادم.
مشکل مالی داشتی؟
نه. خانوادهام وضع مالی بدی ندارند. پدرم شرکت دارد و مادرم هم در یک شرکت معتبر کار میکند.
پس چرا وارد این ماجرا شدی؟
بیشتر از سر هیجان. فکر میکردم تجربه جالبی است. به شکل یک تفریح نگاهش میکردم ولی حالا میفهمم اشتباه بزرگی بوده، به اینکه آبروی خانوادگیام را ببرم، نمیارزید.
17302
