بسته ویدیویی «تابناک» مجموعهای از ویدیوها عمدتاً متکی بر گزارشها و تحلیلها و ویدیوییهایی درباره دیگر موضوعات فرهنگی، اقتصادی و… است که تماشایش را از دست دادهاید؛ نگاهی دوباره و متفاوت به آنچه در این بستر میتوان فرا گرفت.
غزلی از اوحدی مراغه ای
با دل تنگ من از تنگ شکر هیچ مگوی
چون ترا از دل من نیست خبر هیچ مگوی
چند گویی که: حدیث تو به زر نیک شود؟
روی زرین مرا بین و ز زر هیچ مگوی
پیش قند دهن پسته مثال تو ز شرم
چون نبات ار بگذارد ز شکر هیچ مگوی
هر دمی قصه ما را چه ز سر میگیری؟
جان چو در پای تو کردیم ز سر هیچ مگوی
از دهان تو به یک بوسه چو خرسند شدیم
زان دهن جز سخن بوسه دگر هیچ مگوی
من بیسود چه گرد تو توانم گشتن؟
گر کمر گرد تو گردد ز کمر هیچ مگوی
سینه اوحدی از عشق تو گر ناله کند
ناوکت را سپرست و به سپر هیچ مگوی
حکایت
روزی «یعقوب لیث» بیمار شد. طبیبان او هر کاری کردند، نتوانستند معالجه اش کنند. آنها گفتند: هر کاری از دست ما برمی آمد برای درمان تو کردیم اما فایدهای نداشت. حالا در آینه تنها کدرت خواهد کرد
آه! دیگر دمت ای دوست مسیحایی نیست
آنکه یک عمر به شوق تو در این کوچه نشست
حال وقتی به لب پنجره میآیی نیست
خواستم با غم عشقش بنویسم شعری
گفت: هر خواستنی عین توانایی نیست
شعر فرمالیستی
بطور مختصر اگر بخواهیم بدانیم این نوع شعر چیست باید گفت: فرمالیسم نوعی روش نگاه کردن به ادبیات است و ادبیات را هم راهی برای شناخت زندگی میدانند. این روش وقتی وارد متن زندگی میشود، به انسان یادآوری میکند که از کنار هیچ رخدادی حتی کوچک و به ظاهر بیاهمیت بیتوجه نگذرد و به خواننده میگوید که از کنار هیچچیز – به جز نویسنده و زندگی خصوصیاش - نمیتوان به سادگی گذشت. مثلا رنگ یک جوراب در متن، به همان اندازه مهم است که رویدادی مهم بیان میشود.
