
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، در بیستوهشتم فوریه ۲۰۲۶، ایالات متحده و رژیم صهیونیستی گستردهترین حمله هوایی خود را علیه جمهوری اسلامی ایران آغاز کردند؛ عملیاتی که تنها به هدف قرار دادن بخشهایی از برنامه هستهای و تأسیسات حیاتی نظامی محدود نشد، بلکه با ترور آیت الله سید علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی ایران و شماری از مقامات بلندپایه سیاسی به اوج خود رسید؛ تلاشی نافرجام برای ایجاد خلأ سیاسی در داخل کشور.
بنابر روایت شبستان، با این حال، این تجاوز نظامی با پاسخی قاطع از سوی ایران روبهرو شد؛ پاسخی که در شلیک صدها موشک و پهپاد به عمق سرزمینهای اشغالی و پایگاههای آمریکایی در منطقه نمود یافت.
در کنار آن، ایران از «سلاح روایت» نیز بهره برد و توانست هرگونه خسارت مادی احتمالی را به نمادی از ایستادگی و حماسه بدل سازد؛ روایتی که احساسات جمعی ملتهای منطقه، از جمله جهان عرب، را تحت تأثیر قرار داد.
در حالی که جنگندههای آمریکایی و اسرائیلی کودکان ایرانی را هدم شد: جریان سلفی تندرو با رویکردی کاملاً فرقهای، و جریانی عملگرا که موفقیت ایران در ضربه زدن به دولت نتانیاهو را عاملی برای تضعیف نقش اسرائیل در غزه و سوریه میدانست.
در مجموع، طی دو ماه گذشته، افکار عمومی عرب بهگونهای کمسابقه به نفع ایران متمایل شد؛ روندی که مراکز پژوهشی غربی را غافلگیر کرد و حتی برخی رسانههای عربی را به انتقاد از این همدلی واداشت.
براساس گزارش رسانههای عربی، برخی دولتهای عربی نیز برای مهار این موج، اقدامات امنیتی و محدودکنندهای اتخاذ کردهاند.
در نهایت، این جنگ فرصتی فراهم آورد تا نخبگان حامی مقاومت بار دیگر به صحنه بازگردند؛ امری که میتواند در آینده به تقویت حضور محور مقاومت در جهان عرب بینجامد و افقهای تازهای برای تحولات سیاسی و فرهنگی منطقه بگشاید.
