
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، در روزهای سخت و پرالتهاب جنگ، اضطراب تنها سهم بزرگسالان نیست؛ کودکان با تمام وجود، لرزشهای این بحران را در متن زندگی خود حس میکنند. در چنین شرایطی، مشاهده رفتارهای غیرمعمول، تندخویی یا وابستگی شدید در فرزندانمان، واکنشی کاملاً طبیعی به یک وضعیت غیرطبیعی است. ریشه اصلی این بیقراریها، عمیقترین ترس یک کودک یعنی «ترس از دست دادن والدین» است. برای او، شما تنها مرز میان امنیت و نابودی هستید و درک این موضوع، نخستین قدم برای همراهی با اوست. ما باید بپذیریم که پیش از هر آموزشی، وظیفه داریم این ترس بنیادین را به رسمیت بشناسیم و با نگاهی آگاهانه، لنگر آرامش آنها در این طوفان باشیم.
چرا کودک از دست دادن را بدترین فاجعه میبیند؟
در روانشناسی رشد، والدین برای کودک صرفاً دو شخصیت دوستداشتنی نیستند، بلکه آنها «تمامِ جهان» او محسوب میشوند. ریشهی اصلی اضطراب در زمان جنگ، به اختلال در پیوند امنیت برمیگردد. از دیدگاه کودک، بقا، غذا، گرما و معنای زنند، بلکه پیامی فیزیولوژیک به سیستم عصبی کودک میفرستند که: «این تلاطم گذراست و ساحل آرامش دوباره پیدا میشود.»
در کنار این سفر زمانی، کودک به یک «لنگر حسی» نیاز دارد. در بحران، کلماتِ تنها کافی نیستند؛ زبانِ اولِ امنیت برای کودک، لمس فیزیکی است. آغوش محکم، نوازش و بوسیدن، مستقیماً سطح هورمون استرس (کورتیزول) را پایین میآورد و به بدن او میفهماند که هنوز تحت حفاظت است. والد موفق در این شرایط، کسی است که یک «پیغام امنیت ثابت» خلق میکند؛ جملهای کوتاه و تکراری که مثل یک ذکر آرامبخش در لحظات اوج ترس گفته میشود: «ما یک تیم هستیم، جای ما امن است و بابا و مامان همیشه پیش تو میمانند.» این تکرار و ثبات در رفتار و گفتار، به کودک کمک میکند تا از تلاطم فعلی عبور کرده و باور کند که پیوند عاطفی با والدین، قدرتمندتر از هر تهدید بیرونی است.
منبع:تبیان
