
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از مهر، سینما و ادبیات همواره در تاریخ هنر رابطهای دوسویه و پرماجرا داشتهاند؛ رابطهای که گاه در فرازهایی به اوج هماهنگی رسیده و گاه در فرودهایی به گسست و دوری انجامیده است. در این راستا گفتگویی با محمدرضا مرادی کارگردان داشتیم که فیلمهای کوتاه «جنگل» برگرفته از کتاب «شکار شبانه» نوشته صمد طاهری، فیلم کوتاه «دوآلپا» با اقتباس از داستانهای سندباد بحری از کتاب «هزار و یک شب»، فیلم کوتاه «رنگارنگ» برداشتی آزاد از علاءالدین و غول چراغ جادو، «افسانه کوه ننوک» براساس افسانه ژاپنی (اوباسوته – رها سازی یک پیرزن) و ترکیب آن با افسانه داماهی را ساخته است.
در گفتگوی پیش رو، محمدرضا مرادی از تجربیات شخصی خود در اقتباس در فیلمهایش صحبت کرد و به بررسی چالشهای حقوقی، ساختاری، ممیزی و همچنین ظرفیتهای ناشناخته ادبیات معاصر ایران برای سینما پرداخت. وی همچنین معتقد است که اقتباس زمانی موفق است که در عین حفظ پیوند معنوی با منبع، بتواند به اثری مستقل و سینمایی تبدیل شود؛ اثری که روی پای خود بایستد، اما ریشههایش را نیز فراموش نکند.
مشرایت با اثری مواجه هستیم که هویت مستقل خود را پیدا کرده و حتی بدون شناخت منبع اولیه نیز قابل درک و ارزیابی است.
با این حال، برخلاف برخی نگاهها که ترجیح میدهند منشأ اقتباس پنهان بماند، برعکس، همیشه احساس کردهام که اعلام صریح منبع اقتباس چیزی از فیلم کم نمیکند، بلکه به آن غنا میبخشد. برای من جذاب است که مخاطب بتواند ردپای یک افسانه، حکایت یا اثر ادبی را در فیلم دنبال کند و ببیند یک روایت چگونه از رسانهای به رسانه دیگر مهاجرت کرده و در این مسیر دگرگون شده است. این نسبت میان متن اولیه و اثر جدید، خود بخشی از تجربه مواجهه با فیلم است. به گمان من، اقتباس زمانی موفق است که در عین حفظ پیوند معنوی با منبع، بتواند به اثری مستقل و سینمایی تبدیل شود؛ اثری که روی پای خود بایستد، اما ریشههایش را نیز فراموش نکند.
۲۴۲۲۴۳
