
به گزارش خبرآنلاین، روزنامه جوان نوشت: در یک طرف کسانی سعی میکنند با دلایلی وضع فعلی را که ایران با «اجازه» رهبری در حال مذاکره است، تبیین و در درستی آن استدلال کنند. در طرف مقابل کسانی هستند که این دیدگاهها را تبیین نمیدانند و میگویند بیشتر توجیه است.
در سوی تبیینکنندگان، حسین صفار هرندی از مجمع تشخیص مصلحت میگوید: «در جنگ باید دائم در تدارک ایدههای تازه باشیم و همیشه پشت سر هم نمیجنگند و گاهی هم مذاکره میکنند».
هرندی درواقع با بیانی رئالیستی یادآور میشود که در جنگ، مذاکره نشانهی ضعف نیست (این ادعا را قالیباف و دیگران هم مکرر کردهاند)، بلکه میتواند ابزاری برای مدیریت هزینهها و کسب زمان باشد. در تاریخ معاصر ایران، نمونههایی نظیر پذیرش قطعنامهی ۵۹۸ در جنگ تحمیلی یا حتی مذاکرات هستهای در دوران امام شهید نشان داده که توقف موقت درگیری نظامی برای دستیابی به اهداف راهبردی، یک عقیگر مخالفت کند که این یک رسوایی جناحی است تا ادعای وطنپرستی و امامپرستی.
جهان را نگاه کنید! حتی یک منتقد منصف در امریکا و اروپا و شرق و غرب عالم نیست که نگوید تفاهم میان ایران و امریکا بزرگترین شکست تاریخ امریکاست. حرف آنان البته ملاک ما نیست ولی آنگاه که برخی در داخل میخواهند روایت شکست ایران را تقویت کنند، یک فرصت بزرگ تبلیغاتی از دست میرود. اکنون در یکی از معدود دفعات تاریخ «حس پیروزی» با «واقعیت پیروزی» کاملاً منطبق است. کسانی که این حس را تبدیل به شکست میکنند، باید پاسخگوی تاریخ باشند. اگر این توافق شکست بخورد، هزینهی آن را همهی ملت میپردازند، بنابراین نقد باید همراه با پیشنهاد جایگزین باشد. متأسفانه در پیشنهادهای جایگزین کمتر چیزی جز اصرار بر جنگ آنهم از افراد جنگناشناس دیدهایم!
23302
