
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، پس از آنکه محبوس بودن و مسجون بودن حضرت امام موسی کاظم (علیهالسلام) در اواخر عمر شریف ایشان مداوم و ممتد شد، ارتباط شیعیان بطور عام و وکلا و نائبان حضرت بهطور خاص برای چندین سال با امام قطع شد. بطوری که در چهارسال انتهای عمر شریف حضرت کاظم علیهالسلام تقریبا هیچگونه ارتباطی میان ایشان و شیعیان وجود نداشت. همین قطع ارتباط با امام و عدم حضور ایشان، به عنوان رأس تشکیلات تشیع سبب اجتماع قدرت در ید سازمان وکالت به عنوان رهبران میانی تشکیلات شد. مردم برای سوالات و مشکلات فقهی و اعتقادی خود به وکلا مراجعه میکردند، خمس و زکات و تبرعات مالی را در اختیار آنها میگذاشتند و در غیاب امام، اختلافات خود را بر آنها عرضه میکردند.
بنابر روایت تسنیم، دکتر مهدی مولایی: اجتماع قدرت و انباشت ثروت و منابع کلان اقتصادی در خزائن وکلا باعث شد که در سال 183 و پس از شهادت امام موسیکاظم، برخی از وکلا در فرایند انتقال امامت به امام رضا به عنوان امام بعدی خلل و خدشه وارد کنند تا قدرت و ثروت همچنان در انحصار خودشان باقی بماند و ناگزیر از انتقال این منابعشاء برای هدایت دوست واقفی خود. همچنین حضرت در اقدام نهایی دوران پسافتنه و پس از روشن شدن خطوط و صفبندیها، با بایکوت فعالان و موثرین فتنه اخیر، هرگونه تحرک سیاسی و معرفتی آنها را غیرممکن و عموم شیعیان را از بحران های بعدی بیمه ساختند. ایشان مجالست، غذاخوردن، ازدواج، امانت دادن و هرگونه ارتباط با واقفیه را حتی برای خانوادههایشان ممنوع اعلام نمودند. برای نمونه پس از اطلاع از ارتباط سلیمان بن جعفر با دایی واقفی خود او را به قطع ارتباط با دایی خود امر کردند. همین اقدام سبب اضمحلال پایگاه اجتماعی فتنهگران و جلوگیری از فتنههای آتی برای ائمه آینده شد.
پس امام رضا علیهالسلام طی یک عملیات گسترده چهارساله در آغاز امامت خود، با بهکارگیری شیوههای حسابشده و منطقی و قاطع اقبال عمومی به امامت را بهخوبی اصلاح و از انشقاق و دودستگی شیعیان جلوگیری نمودند و الگویی قابل اتباع برای مدیریت فتنهها و اصلاح اذهان عمومی برای آیندگان باقی گذاردند.
