
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، «پذیرش آتشبس، اگرچه به عنوان یک تاکتیک یا راهبرد در مقاطع خاص برای تجدید قوا و تغییر موازنه به کار میآید، اما هرگز به معنای پایانِ صحنهی نبرد نیست. در پذیرش آتشبس، زمانسنجی و حفظ مؤلفهی «عزت و اقتدار»، خط قرمزِ تصمیمگیری است؛ چرا که هرگونه شتابزدگی یا سوءبرداشت، میتواند پیام “انفعال یا ضعف” را به دشمن و رسانههای آنان مخابره کرده و جبههی روانیِ نبرد را علیه ما تغییر دهد و آنان را در جنگ روایتها پیروز کند.
بنابر روایت تسنیم، در همین راستا، ضرورت مراقبت پس از آتشبس، کمتر از خودِ نبرد نیست. این اصلِ راهبردی، در کلامِ نورانیِ امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب علیهالسلام نیز به وضوح مورد تأکید قرار گرفته است. ایشان بلافاصله پس از توصیه به پذیرش صلح، هشدار مهمی را مطرح میکنند:
«وَ لَکِنِ الْحَذَرَ کُلَّ الْحَذَرِ مِنْ عَدُوِّکَ بَعْدَ صُلْحِهِ»؛ یعنی پس از مصالحه، کاملاً برحذر باش از دشمنت پس از صلح او.» این حدیث شریف، ضمن تأییدِ امکانِ پذیرشی است. باید روایتِ «پیروزمندانه» یا «عزتمندانه» از وضعیت را حفظ کرد.
3. بازسازی و انسجام درونی به عنوانِ پایهی اقتدار: فرصتِ آتشبس، باید به بهترین شکل برای تقویتِ پایههایِ درونیِ جبهه به کار گرفته شود. ترمیمِ آسیبها، تقویتِ معنوی و روحیِ نیروها و رفعِ نواقص، ضمنِ آنکه توانِ دفاعی و تهاجمیِ ما را افزایش میدهد، اقتدارِ ما را در برابرِ هرگونه بدعهدیِ دشمن نیز تضمین میکند. این بازسازی، خود نوعی «حذر» از ضعفهایِ احتمالیِ آتی است.
پس آتشبس، پایانِ احتیاط نیست، بلکه آغازِ مرحلهای دقیقتر و پیچیدهتر از هوشیاری است. نباید فریبِ ظاهرِ صلح را خورد. آتشبس نباید به «توقفِ اندیشهی مبارزه» بینجامد؛ بلکه باید به «تغییرِ نوعِ مبارزه» منجر شود. هوشیاریِ در این دوران، تعیینکنندهی این است که آیا آتشبس، «پلکانی برای پیروزی» خواهد بود یا «مقدمهای برای شکست».
