
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، دکتر سید مرتضی میرسراجی (استادیار دانشگاه) در یادداشتی نوشت: «خوانْد میر» (م.942ق.) در کتاب تاریخ خویش، از شخصیتی گمنام و کم شناخته برای همۀ ما به نام «مولانا حاجی محمد نقاش هَرَوی»، از دانشمندان و هنرمندان شهر «هَرات» (شهری در ایران قدیم و افغانستان امروزی) در قرن دهم هجری یاد نموده و از شخصیت وی پرده برداشته است که در هنرها و فنون متعددی از جمله: «خطاطی»، «تاریخ نگاری»، «شعر»، «نقاشی»، «تَذهیب» و «ساخت ظروف چینی» دست داشته است. ظاهراً این دانشمند ناشناخته، علاوه بر این فضیلت ها، «مخترع» نیز بوده و به «علم مکانیک» آگاهی و اِشراف کامل داشته و در قرن دهم و شاید اواخر قرن نهم هجری، اختراعِ ساعتِ جالب توجهی از او در صفحات تاریخ ثبت وضبط شده است؛
«… از جملۀ مُخترعات (اختراعات) «مولانا حاجی محمد»، صندوقِ ساعتی است که در کتابخانۀ «امیر نظام الدین عَلیشیر» ترتیب نموده (فراهم نموده)، در آن صندوق، صورتی (مجسمۀ انسانی) تعبیه کرده بود (ساخته بود) که چوبی در دست داشت و چون یک ساعت از روز می گذشت؛ آن پیکر، چوب را یک نوبت، نَقارَهای (طبلِ کوچکی) که در پیش او بود؛ می زده لئوناردو داوینچی در تاریخ جهانی نامآورتر است، اما تحلیل زمانی نشان میدهد که حاجی محمد هروی که همعصر او بوده و احتمالاً با پیشینۀ علمی و هنری خود، حتی در برخی ابداعات مکانیکی، پیش از داوینچی به این سطح از مهارت دست یافته، شخصیت ویژه و ممتازی در روزگار خویش محسوب می شده است. لذا لقب «لئوناردو داوینچیِ هرات» که ما در این مقاله به او اختصاص دادیم چنان که پیشتر بیان شد، نه تنها برای شباهت در ویژگیهای شخصیتی (چندجانبه بودن مولانا حاجی محمد) سودمند است، بلکه برای برجستهسازی جایگاه این دانشمند ایرانی در برابر الگوهای جهانی هنر و علم نیز خائز اهمیت می باشد.
بازخوانی تاریخ علم در منطقۀ خراسان بزرگ؛ این پژوهش نشان میدهد که در دوران «تیموریان» و «شَیبانیان»، مرکزیت علمی و هنری هرات، خاستگاه نوآوریهایی بوده که همگام با پیشرفتهای دوران رنسانس در اروپا، در جهان اسلام نیز جریان داشته است.
پی نوشت
[1]حبیب السّیر، ج4، ص348
