
پرداختن به آشوب، نه از زاویه پرداختن به فریدون آسرایی است که در حوزه تخصص ما نیز نمی گنجد .
به گزارش سرویس فرهنگی تابناک؛ هدف این نوشته، تاملی در ترانه ای است که برای آهنگ آشوب سروده شده است. ترانه ای که شانس بزرگش، خوانده شدن توسط آسرایی است تا ضعف هایش را بپوشاند.
لذا رضا لسانی حتما قدر فریدون آسرایی را می داند که قد کوتاه ترانه را با صدایش، تا آواز شدن، بالا کشیده است.
متن آهنگ آشوب
حال دنیای من آشوب نبود بهتر بود
تا که طوفان به دلم دادی و رفتی آخر
قبل تو شعر نبود عاشق دیوانه کجا
نه دلی دلهره ای خاطره ای زخم آور
حال دنیای من آشوب نبود بهتر بود
و دلم دورترین جای جهان از احساس
تو چه کردی که هنوز از ته دل غمگینم
تو چه کردی که هنوز جنگ جهانی برپاست
من بی قرار این انتظار بارانی ام کرد
با هر قدم تنهایی ام را یادم آورد
با اینکه میدانم غمی اما کجایی
با بغض من نا محرمی اما کجایی
رفتنت کشت مرا خاطره ات کشت مرا
من به کابوس نبودنت سنجاق شدم
سرد و متروکه ترین جای جهان است دل من
جای خالی تو شد نقطه پایان خودم
حال دنیای من آشوب نبود بهتر بود
تاذ که پاییز رسید پنجره در هم کوبید
پای تردید به این خاطره ده بسراید.
* با این که معتقدم ترانه با سه عنصر ملودی ،شعر و ریتم آمیخته است و بخش زیادی از نقد و نظر را با در نظر گرفتن این سه عنصر بررسی می کنیم باز هم با مختصر تاملی در این ترانه می توان دریافت که با ترانه ای متوسط الحال و با موضوعی تکراری که رو به معمول است مواجه هستیم .
این ترانه بیشتر از آن که توصیفی قوی در کلام داشته باشد کلمه چینی های عاطفی را داراست. حال آن که ترانگی در ترانه نیز باید مثل شاعرانگی در شعرِ معیار ،خود را نشان دهد.
چون ترانه را کلامی همراه با موسیقی می دانیم ( و ترانه را شعری همراه با موسیقی بر نمی شماریم،پس ترانه باید در نوع کلام به نوبه ی خود در کنار عرضه کردنی ساده و موثر، عمق کلامی داشته باشد که با توجه به تمامی مواردی که عرض شد معتقدم اجرای خواننده و آهنگساز قوی تر از اين ترانه است و ضعف های ترانه را تا حدی پوشش داده است.
نویسنده و منتقد؛ امیرمهرداد امیری
نویسنده و منتقد؛ امیرمهرداد امیری
