27 اسفند 1396 – 16:36
اگر بیست سال دیرتر متولد میشدم الان با قرارداد چند میلیاردی بازی میکردم و باشگاهها برای جذبم سر و دست میشکستند. من اگر بیست سال دیرتر به دنیا میآمدم الان در حال آماده شدن برای بازی در جام جهانی روسیه بودم. هر چند پسرم امیر به خوبی دارد راهم را ادامه میدهد و شک ندارم در آیندهای نزدیک به مرد شماره یک دروازه تیم ملی تبدیل خواهد شد.

به گزارش روزنامه آفتاب یزد، «لابد گلولهای به مغزش شلیک شده بود. لابد زخمهای جامانده از گذشته در پیکرش سر باز کرده بود. صبح آن روز ولرم وقتی در خواب موریانههایی را دید که بر اندامش قدم میزنند، دنیا تیره و تار شد و به مردهای بیبرکت در بستر تنهایی بدل شد. ساعتی بعد او روی تخت بیمارستان کسری با مرگ نحس پنجه درافکنده بود و با دستان حریریاش میوههای زمستانی را میچید.
سنگربانی که در سالهای بازیگری با سلاح خونسردی همه حریفان را خلع سلاح میکرد این بار از درد به خود میپیچید و رنج در رگانش ماسیده بود. مرمختص میدان فوتبال نیست و ستاره واقعی کسی است که به درد جامعهاش بخورد و دست ضعیفان را بگیرد.
– زمان ما مثل الان تکنولوژی و امکانات از در و دیوار نمیبارید. ما خانه و زندگیمان را در آبادان به خاطر جنگ از دست دادیم و به اصفهان رفتیم. من برای آن که پیشرفت کنم خون دل خوردم و زحمت کشیدم. نه رابطهای داشتم و نه سوگلی بودم. از تام تا ژاندارمری و از آنجا تا استقلال و پرسپولیس مسیر پرپیچ و خمی بود اما خسته و دلزده نشدم. الان بازیکن غوره نشده مویز میشود و از فرش به عرش میرسد و به لطف پول و پارتی نامش را سر زبانها میاندازد.
– دلم برای کودکیام تنگ شده. عید که میشد لباسهای نو میپوشیدیم و از بزرگترها عیدی میگرفتیم و طعم واقعی بهار و نوروز را میچشیدیم. عید هم عیدهای قدیم. امکانات نبود اما دلها بیشتر برای هم میتپید.
انتهای پیام
