روایت زنی که خانه‌اش را وقف آخرین وداع کرد

خیلی‌ها را می‌شناسد که بی‌تاب حضور در آخرین وداع هستند اما به‌خاطر راه دور، ازدحام میلیونی جمعیت، گرمای هوا و دغدغه اسکان مردد مانده‌اند.

۱۱ تیر ۱۴۰۵، ۶:۰۶
۱۱ تیر ۱۴۰۵، ۶:۰۶
روایت زنی که خانه‌اش را وقف آخرین وداع کرد

خیلی‌ها را می‌شناسد که بی‌تاب حضور در آخرین وداع هستند اما به‌خاطر راه دور، ازدحام میلیونی جمعیت، گرمای هوا و دغدغه اسکان مردد مانده‌اند.

خبرگزاری مهر – مجله مهر: روی خانه و وسایل زندگی‌اش حساس بود، روی رفت‌وآمدها، بیشتر. برای حریم خصوصی‌اش چارچوب‌های سفت‌وسختی داشت و محتاط بود چه کسی پا به خلوتش می‌گذارد. اما حالا قرار است همه‌ی آن خانه و زندگی را مهیا کند برای مهمان‌هایی که اصلاً نمی‌شناسدشان برای آنها که دلشکسته راهیِ وداع می‌شوند و آنها که خسته از تشییع بازمی‌گردند. این قصه‌ی دلدادگیِ «صبورا مترصد» و خانواده‌اش است؛ آدم‌هایی که خانه‌شان این روزها، موکبی کوچک و باصفا در دل قم است.

مصاحبه با صبورا سخت است مثل شان سهمی از این مجلس دارند. می‌گوید:«وقتی می‌گویم همه ما صاحب عزاییم، دقیقاً منظورم همین است. هر کسی به اندازه توانش، گوشه‌ای از کار را گرفته است. یکی قبول کرده روز تشییع در خانه بماند و از بچه‌ها مراقبت کند. یکی رختخواب و وسایل خانه‌اش را آورده تا بتوانیم میزبان آدم‌های بیشتری باشیم. بعضی‌ها هم پول‌هایشان را روی هم گذاشتند تا گوسفندی قربانی شود و با آن از زائران آقا پذیرایی کنیم.»

صدای صبورا پشت شلوغی‌های آن‌سوی خط گم می‌شود. باید برود؛ کار دارد. باید برود و حق این میزبانی را ادا کند. نقطه می‌گذارد ته حرف‌هایش اما قصه‌اش تمام نمی‌شود. روایت او، روایت بسیاری از خانه‌های ایران است. خانه‌هایی که این روزها داغِ یک وداع مشترک را زیر سقف‌هایشان قسمت می‌کنند؛ خانه‌هایی که عزادارند.

کد مطلب 6876767

منبع  : خبرگزاری مهر

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *