
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، بعد از هر بحران، جامعه به یک چیز بیشتر از هر زمان دیگری نیاز دارد: «بازسازی پیوندها». جنگ و التهاب، حتی وقتی تمام میشود و آتشبس برقرار میشود، اثر روانیاش در ذهنها باقی میماند. آدمها محتاطتر میشوند، دلها زودتر میلرزند و نگرانیها آرامآرام در لایههای روزمره جا میگیرند. در چنین فضایی، بزرگترین و در دسترسترین دارایی ما خانواده و جمعهای کوچکمان هستند. تعطیلات آخر هفته، بهویژه پنجشنبه و جمعه، میتواند به سکوی پرتابی برای احیای روحیه جمعی تبدیل شود.
لازم نیست سفرهای پرهزینه یا برنامههای پیچیده طراحی کنیم. یک قابلمه آش رشته، یک دیگ عدسی ساده، یک سماور کوچک یا یک کتری روی پیکنیک، میتواند بهانهای باشد برای اینکه چهار یا پنج خانواده کنار هم بنشینند. مهم «کنار هم بودن» است، نه تشریفات.
چرا دورهمیهای ساده اثر درمانی دارند؟
از منظر روانشناسی، بحرانها حس «کنترل» را از افراد میگیرند. وقتی آدمها احساس میکنند آینده نامg>امید، محصول عمل جمعی است
امید فقط یک احساس نیست؛ یک رفتار است. وقتی خانوادهها تصمیم میگیرند کنار هم بنشینند، در واقع امید را تمرین میکنند. هر خنده، هر فنجان چای و هر لقمهای که تقسیم میشود، اعلامی است برای ادامهی زندگی.
جامعهای که خانوادههایش با هم ارتباط دارند، سریعتر ترمیم میشود. وقتی بچهها خاطرهی جمعهای شاد خانوادگی را در ذهن دارند، آینده را روشنتر میبینند. وقتی بزرگترها میبینند که نسل جوان هنوز دور هم جمع میشود، دلگرم میشوند.
بعد از روزهای سخت، شاید بزرگترین کار قهرمانانه این باشد که چراغ خانه را روشن نگه داریم و در را به روی هم باز کنیم. اگر هر خانواده قدم کوچکی بردارد، محلهها جان میگیرند. اگر محلهها جان بگیرند، شهرها آرام میشوند و اگر شهرها آرام شوند، کشور نفس راحتتری میکشد.
منبع:فارس
