
ملتها گاه در آتش جنگ آزموده میشوند و گاه در آینه رفتار خود با یکدیگر. تاریخ ایران بارها نشان داده است که این سرزمین، هرگاه در برابر دشمن خارجی قرار گرفته، از دل اختلافها و سلیقههای گوناگون، وحدتی شگفتانگیز آفریده است؛ وحدتی که نه محصول اجبار، بلکه حاصل عشق مشترک به نامی است که قرنها بر تارک تمدن بشری درخشیده است: ایران.
در روزهایی که تجاوز نظامی رژیم صهیونیستی و همراهی ایالات متحده آمریکا با آن، زخمی تازه بر پیکر این سرزمین کهن وارد کرد، ملت ایران بار دیگر نشان داد که میان اختلافات سیاسی و عشق به وطن مرزی روشن وجود دارد. در آن روزهای تلخ، میلیونها ایرانی با گرایشها، باورها و سلایق گوناگون، زیر پرچم ایران ایستادند. هیچکس از دیگری نپرسید به کدام جناح تعلق دارد، به چه کسی رأی داده است یا چه تحلیلی از سیاست روز دارد. همه یک سخن گفتند؛ ایران خانه ماست و خانه را نمیتوان تنها گذاشت.
اما درست در روزهایی که ملت در حال ترمیم زخمهای جنگ و بازسازی سرمایه عظیم انسجام ملی است، بار دیگر صدای آشنای تندروی از برخی تریبونها و مign:justify”>تاریخ نیز در نهایت درباره همه ما قضاوت خواهد کرد. همانگونه که بسیاری از افراطیون در طول تاریخ به حاشیه رانده شدند و نامشان در صفحات فراموششده گذشته باقی ماند، آنان که امروز بر طبل تفرقه میکوبند نیز دیر یا زود در برابر داوری ملت قرار خواهند گرفت. اما آنچه باقی میماند، ایران است؛ ایرانی که از آنِ کودکانش است، نه ارث پدری تندروها.
و چه زیباست اگر نسل آینده، وقتی به این روزها مینگرد، به یاد بیاورد که در یکی از دشوارترین مقاطع تاریخ معاصر، ایرانیان راه همدلی را برگزیدند، نه نفرت؛ راه ساختن را انتخاب کردند، نه ویران کردن؛ و آینده کودکانشان را بر منافع زودگذر سیاسی ترجیح دادند. این همان پیروزی بزرگی است که هیچ دشمن خارجی و هیچ تندروی داخلی قادر به شکست آن نخواهد بود.
*حقوقدان، مدرس دانشگاه و پژوهشگر حقوق بینالملل کودکان
