
«وقتی آن را به دست میکنم، در آسمانها سیر میکنم»؛ این روایتِ فاطمه نانیزاد، از لحظهای است که رهبر شهید در یک دیدار روحانی، دعای خیر بر انگشتر او خواند.
به گزارش خبرنگار مهر، فاطمه نانیزاد، شاعر، در گفتگو با مهر به بیان خاطرهای از شبهای شعر نیمه رمضان در محضر رهبر شهید پرداخت و گفت: سال ۱۴۰۱ بعد از ایام کرونا و یک سال وقفهای که پیش آمد و دیدار برگزار نشده بود، دیدار برگزار شد و ما موفق شدیم که به محضر آقا برسیم. طبق روال همه دیدارها، اول نماز جماعت خوانده میشد و افطار و بعد هم مراسم شعرخوانی. وقتی که نماز جماعت را خواندیم به امامت ایشان، رفتیم سر سفرههای افطار. سفرههای افطار را به موازات هم چیده بودند؛ یک سفره خانمها، سه چهار تا سفره هم آقایان بودند.
وی ادامه داد: آقا بالادلیشان میرفتند و نیمرخشان به سمت من بود، متوجه شدند و خودشان برگشتند سمت من، چند قدمی جلو آمدند، دستشان را دراز کردند و اشاره کردند که انگشتر را به ایشان بدهم که دعا بخوانند. خب دادم دستشان؛ انگشتر را دعا خواندند و به من برگرداندند. این یکی از شیرینترین خاطراتی بود که از ایشان در این دیدارها داشتم و برایم بسیار لذتبخش بود. من آن انگشتر را دارم و وقتی آن را به دست میکنم، در آسمانها سیر میکنم.

