11 فروردین 1397 – 23:59
خانمی 27 ساله به مرکز مشاوره آرامش پلیس اصفهان مراجعه و درخواست کمک کرد.

به گزارش رکنا، زن جوان گفت: فاطمه هستم و 27 سالمه، تحصیلاتم دیپلم و فرزند اول خانواده بودم اکثر مواقع در خانواده ام از طرف والدینم مشاجره داشتیم تا اینکه در سن 18 سالگی برایم خواستگار پیدا شد. خانواده ام مخالف این وصلت شدند می گفتند این آقا قبلاً معتاد بوده ولی من فقط به فکر خلاص شدن از این اوضاع بودم هر جوری با هر نیرنگی خانواده ام را راضی کردم چشم که روی هم گذاشتم عروس خانواده حسین شدم.
زندگی با حسین اوایل خوب بود تلاش زیادی می کرد تا بهمون خوش بگذره بعد از یکسال زندگی با هم به مسافرت رفتیم و هنگام برگشت با یک تویوتاکمری تصادف کردیم چون که ماشین بیمه نبود مجبور شدیم خسارت را خودمون پرداخت کنیم.
از آن به بعد درگیری لفظی بین من و حسین ایجاد شد وتخم کینه تودلمون کاشته شد.
حسین سخت کار می کرد تا yle=”font-size:12px”>نظریه کارشناسی:
زمانی که زندگی خانوادگی والدین درمحیطی پرتشنج و اضطراب باشد فرزندان به دنبال راه فراری از این محیط می گردند چه با روی آوردن به دوستان ناباب، چه ازدواج های عجولانه و… لذا در مورد کیس مربوطه فرد برای فرار از خانواده به ازدواج بدون تعقل تن داده و درنتیجه بدون تفکر ورسیدن به بلوغ فکری برای ازدواج درگیر یک زندگی احساسی شده و به دیگران اعتماد کرده ودرنتیجه متأسفانه منجر به فرو پاشی ارکان خانواده شده است.
لذا توصیه می شود والدین از درگیری بایکدیگر پرهیز کرده واز همان ابتدای کودکی قوه تجزیه وتحلیل را در فرزندان ایجاد کنند تا با کمترین بحران به هرکسی اعتماد نکنند وبه کارشناس مربوطه مراجعه کنند.
انتهای پیام
